پیش از بازی:
هفته منتهی به بازی مهم دربی تهران و به عبارتی مهمترین بازی فوتبال ایران در حالی آغاز شد که هیچ یک از دو تیم در شرایط مطلوبی قرار نداشتند. استقلال با مساوی برابر ذوب آهن و پرسپولیس با شکست برابر سپاهان، در وضعیت نا مساعدی به سر می بردند.
علیرغم نتیجه بهتر استقلال، پرسپولیس از وضعیت روحی و روانی بهتری برخوردار بود، چرا که با مساوی استقلال زمزمه هائی مبنی بر بازگشت منصور پورحیدری به استقلال شنیده می شد. از طرف دیگر در پرسپولیس هم آرام آرام آمدن یک مربی خارجی جدی شد و 3 روز مانده بازی، مربی آلمانی به نام اشمیت وارد ایران شد(هر چند که بعید به نظر می رسد که تهدیدی برای علی پروین باشد و این همان عامل برتری روحی پرسپولیس بر استقلال بود و یا به عبارتی برتری پروین بر کوخ).
در ورای این مسائل، مسئله بزرگ قبل از این بازی( و قبل از هر بازی این دو تیم در 3-4 سال اخیر) نگاه امنیتی و مجرمانه به این بازی بود، در حدود 5 روز مانده به بازی هنوز مشخص نشده بود که بازی در تبریز برگزار می شود یا نه، برگزاری جلسه دوستانه(وکاملا بدون دلیل) قبل از بازی ناشی از همان نگاه منفی به این بازی بود، با جمع بندی تمام این مسائل و با ذکر این نکته که پروین و کوخ به تنها چیزی که ذهنشان را مشغول نکرده بودند، ارائه یک بازی زیبا بود، سوت آغاز بازی زده شد!
بعد از بازی:
شاید اولین موردی که بعد از پایان بازی به چشم آمد، صحبتهای تند و تیز رولند کوخ بود که شدیدا بازی را زیر سئوال برد و مدعی شد که نتیجه از قبل معلوم شده بوده، صحبتی که چند روز بعد واکنش فدراسیون فوتبال را در پی داشت و پای کوخ را به کمیته انضباطی باز کرد، بعد از این مورد تازه و نو که بی سابقه بود و هیچیک از مربیان داخلی و خارجی(از جمله چیرو) اجازه و جرات ابراز آنرا نداشتند، مسئله پنالتی و خطای انجام شده بر روی بهروز رهبری فرد هم انعکاس وسیعی داشت، از طرفی عده ای عقیده داشتند که پنالتی صد در صد بوده و از طرفی عده ای از کارشناسان حتی بر این عقیده بودند که باید به رهبری فرد اخطار هم داده می شد. از دیگر حواشی بعد از بازی، مسئله فحاشی های بازیکنان دو تیم بود که متاسفانه به مسئله ای فراگیر در فوتبال ایران تبدیل شده است . به عبارتی دیگر زبان یکی از ابزار مهم برای پیشرفت در فوتبال ایران، شده است! کاملا آشکار بود که بازیکنان دو تیم در کمال خونسردی و رو در روی یکدیگر از خجالت هم در می آمدند.
نتیجه:
هر چند که برای انتخاب این عنوان(نتیجه) برای این بخش بسیار با خودم کلنجار رفتم، ولی لغت دیگری را مناسب این قسمت پایانی ندیدم، از طرفی اصلا قصد نتیجه گیری ندارم و از طرف دیگر...
اما در پایان به تنها چیزی که می شود اشاره کرد این است که از همه مسئولان و دست اندر کاران این بازی خواهش کنیم که حساسیت و هیجان را ازاین بازی نگیرند و با ترتیب دادن جشنهای دوستی و مسائل بی مناسبت دیگر، این بازی را خراب نکنند. این بازی هیچ وقت زیبا از آب در نیامده، پس حداقل هیجان و دلهره اش را بگذارید بماند، خواهش می کنیم بگذارید 90 دقیقه هیجان را تجربه کنیم، بگذارید سالی دو بار دلمان را به این بازی خوش کنیم، بگذارید نتیجه این بازی در میدان مسابقه هویدا شود!