1-مقدمه:
من نمیدونم چرا، اصلا برای چی؟ آخه چرا؟
حتما میپرسید چی؟ خوب واضح و مبرهن است که منظور من چیه! من دارم میگم چرا ما باید تو این مملکت به این خوبی زندگی کنیم، ولی دیگر مردم کره زمین اون همه بدبخت باشند!؟ اگه دست من بود همه مردم کره زمین رو میاوردم ایران تا اونا هم بفهمند که زندگی یعنی چی! آخه چرا اونا نباید خوش و خرم باشند؟ من وجدانم در عذاب، دوستان خیلی دپرس شدم! کسی هست که کمکم کنه؟
توضیح: ببینم بلدید یه چیزی رو برعکس کنید؟ خوب حالا که بلدید این متن رو برعکس کنید! آفرین بچه های خوب حالا چی میبینید؟ اوکی، به من چه چی میبینید! هر چی میخوایید ببینید!
۲-هفته گذشته:
خیلی جالب بود هفته گذشته ما یک هفته سراسر خنده و شادی و نشاط را در این زندگی زیبای خود تجربه کردیم، خدا را شکر!
ما که بچه های خوبی بودیم و سربراه هم بودیم و همه مسئولان تمام تلاش خود را برای اینکه نکنه ما یه وقت از راه راست کنار نرویم انجام میدادند، فقط یه دوتا روزنامه بودن که به ما چیزای بدی مثل «آزادی» و «حق ابراز عقیده» و «نقد دیگران» و این چیزای مسخره رو یاد میدادند که به حول و قوه الهی و با تدبیر بی نظیر مسئولان مملکتی، لشکری، کشوری، شهری، روستائی، برره ای و غیره این توطئه نیز در نطفه کور شد! وما همچنان آدمهای خوبی باقی ماندیم، با توجه به این راستا ما فقط یه چی میتونیم بگیم: ایول مسئولین!
۳-مهم بازی جوانمردانه میباشد:
(یکی از دوستان از یه جائی اومد با من راجع به بازی مصاحبه کنه این متن مصاحبه من هست با زوایای آشکار و پنهان!)
البته همانطور که میدانید هفته پیش، بازی دربی در تبریز برگزار شد و تیمهای پرسپولیس و استقلال به مصاف هم رفتند. واقعا دوستان در اینگونه بازیها مهمترین چیز بازی جوانمردانه است و جدا از هر نتیجه که به وجود بیاید ما باید بدانیم که اعضای این دو تیم با هم در حین رقابت، رفاقت هم میکنند و اونها با هم دوست هستند و در کمپ تیم ملی در یک محیط دوستانه با هم زندگی میکنند پس برای چه اینقدر این بازی را حساس میکنید؟ چرا میخواهید جوانان مملکت را به جان هم بیندازید؟ (در این لحظه واکمن خاموش میشود و حالا ادامه صحبتهای من!) خدا وکیلی لوله شدید بابا لیف حموم دیگه بهتر از این نمیشه اون سامره که فقط مرده خوری میتونه گل بزنه تازه اشتباه خودمون بود همچین رافت زد رپ و روپ هادی پرانتز (!) رو یکی کرد که تا آخر بازی همه بازیکنای استقلال گرخیده بودند تو زمین خودشون و نمیتونستند نفس بکشند، آخه من چی بگم!؟ لوله شدید! الان تو جدول شیشم هستید ما دوم ولی خیالی نیست، اون سپاهان رو هم میکشیم پائین ایران یه قهرمان داره اونم پرسپولیسه، به جون مادرم دوست داشتم دعوا بشه کلی بزنند این استقلالیها رو کج و کوله کنند خلاصه شانس آوردید که دعوا نشد وگرنه اون هاشمی نسب رو میدادم بهروز یه دسته اسکناس هزاری ازش بسازه! (واکمن دوباره روشن!!) خوب بحث ما کجا بود؟ بله داشتم میگفتم که این بازی فقط سه امتیاز...
خداوکیلی ایول خودم!
۴-ما یه همچین انسانهایی هستیم!:
تلفن که زنگ زد، منشیمون گوشی رو برداشت و گفت اجازه بدید با مهندس (!) ابراهیمی صحبت کنید، وصل کرد تو اتاق، منم گوشی رو برداشتم گفتم بله؟ یهو یه یوزپلنگ از اونطرف گوشی با صدای خیلی ملیحی گفت: من از شرکت .... مزاحمتون میشم میخواستم ببینم که شما از شبکه جهانی اینترنت استفاده میکنید یا نه، منم گفتم: بله بله! من اصلا خودم صبح تا شب آنلاین هستم! بعد گفت شرکت ما اینترنت با کیفیت عالی ارائه میده و مخصوص شرکتهائی است که تجارت الکترونیک انجام میدهند منم که کلی حالیده بودم گفتم بله بله من اصلا خودم صاحب یک فروشگاه اینترنتی هستم!(الکی!) (این الکی رو اصلا لازم نبود بگی رضا جون!، توضیح از طرف من!) گفت پس اگه شما میخواید میتونید که از سرویس نامحدود ما استفاده کنید و ما خوشحال میشیم که با یک سرکت معتبر در زمینه اینترنت همکاری میکنیم! منم گفتم که خواهش میکنم البته من باید سرعت خطوط شما رو تست کنم چه جوری امکان داره؟ خانومه گفت من یک اکانت مجانی به مدت ۲۰ ساعت به شما میدم شما میتونید که تست کنید منم با یه صدای عاقل اندر سفی! گفتم باشه پس من تست میکنم و به شما اطلاع میدم! اونم ذوق کرد و مساله حل شد غروب دوستم اومد گفت که از شرکت.... به شما زنگ زدند؟ گفتم آره، زد زیر خنده و گفت که دمش گرم! من شماره تو رو دادم که یه اکانت نامحدود ماهیانه بگیری، آخه تو صدای لطیف میشنوی خر میشی! ثل خودمی امروز این خانومه زنگ زد و یه اکانت سه ماهه! تو رودربایسی گیر کردم و گرفتم حالا نمیدونم چیکارش کنم! (در این لحظه جریان خودم رو با اون خانومه بهش گفتم و ماجرای اکانت مجانی و غیره) قیافه رفیقم دیدنی بود بعدا در این لحظه یهو یه احساسی بهم دست داد که باصدای بند فریاد زدم که: ایـــــــــــول خودم!!
۵-تخم یونجه به زندان میرود!؟
آقا این چه حیاتی بود؟ مگه قرار نبود حیات نو باشه؟ پس بیخود کرد که رفت و یه کاریکاتور که برای ۶۵ سال پیش بود رو چاپ کرد!! اگه حیات نو بود پس این چی بود؟
اما حالا تحلیل اینجانب از اون جریان:
ببینید دوستان من اصلا موضوع واضح و مبرهن و کمی تا قسمتی خنده دار است چون با توجه به راستای اینکه این کاریکاتور ۶۵ سال پیش کشیده شده بوده تمامی نویسنده های حیات نو در آن زمان تخم یونجه بودند! (که پس از کاشته شدن اون یونجه توسط گاو خورده شده و بعد در بدن اون گاو به شیر تبدیل شده و اون شیر دوشیده شده و به معجون تبدیل شده و بابای اونا اومدن معجون رو خوردن و......!!) حالا تقصیر اونا چی بوده؟ به نظر من که الکی این موضوع شلوغ شده و اصلا چیزی نیست! (فقط من میدونم این موضوع رو!)خلاصه عرض بکنم خدمتتون که بابا اون کاریکاتور که معلومه واسه یه آمریکائی هستش پس شما دارید برای اون یارو خودتونو میکشید؟ در رابطه با راستای اینکه چند روز دیگه ۲۲ بهمن هست شما روتون میشه بگید مرگ بر آمریکا !؟ آخه یا مرگ بر آمریکا یا دروود بر قاضی آمریکائی! خلاصه به نظر من این موضوع هم کمی بودار هست، آخه اون مطلب هم که چاپ شده بود به این کاریکاتور ربطی نداشته وبه قول بروبچ مگه کرم داری چاپ میکنی؟ خلاصه به نطر من چیزی نیست و حل میشه موضوع شما به خودتون فشار نیارید!
ایول شما!
۶-بهار نیامده چه شد؟:
البته روزنامه بهار هم تعطیل شده با توجه به این راستاها من باید عرض کنم که ای دوستان! در این کشور ما یک نوع بیماری وجود دارد که در آن دو نوع ویروس فعال میشود در بدن عده ای ویروس شماره یک فعال میشود که این ویروس به آنها القا میکند که بروند روزنامه بزنند و در آن چیزهائی بنویسند که باعث تعطیلی بشود و در ویروس نوع دو این ویروس باعث میشود که عده ای تلاش شبانه روزی انجام میدهند که این روزنامه ها را تعطیل کنند و این روند به خوبی و خوشی ادامه پیدا خواهد کرد در حدود ۱۰۰ سال دیگر آدمها به دوبخش مجزا از هم تقسیم میشوند که به صورت زیر است:
۱-روزنامه نگاران زندانی!
۲-قاضیهای آزاد!
اگر به نظرتون این مطلب عجیب میرسد من میتونم کمکتون کنم و کمک منم اینه که یادآوری کنم اینجا ایران است و هر چیز غیرممکنی ممکن میشود! آهان میبینم که باورتون شد پس برید بگیرید بخوابید و زیاد به مغزتون فشار نیارید چون اون چیزی که باید بشه میشه و به من وشما ربطی نداره ما فقط یه گونی سیب زمینی تشریف داریم.
در همین راستا سوال زیر مطرح است که بهار نیامده.....شد جای نقطه ها چه کلمه ای مناسب است؟
الف-سیب زمینی!
ب-سیزده به در
ج-خزان
د-موارد بالا به جز یه مورد غلط میباشد
ه-کجا میری؟بمون چای دوم!
پاسخهای خود را دراین زیر بنویسید!
ایول سیب زمینی!
۷-این مطلب را نخونید!:
این مطلب برای خالی نبودن قافیه به عرض میرسد زیرا اینجانب باید به خاطر هفت سنگ هر هفته هفت مطلب بنویسم که این هفته حال ندارم در پایان از همکاران امپکس! نودال! صدابردار خوب برنامه آقا قلی و همچنین پای آقای رولند کوخ که روی سیم مونده تشکر میشود امیدوارم که خوب و خوش باشید، در ضمن به علت انبوه مطالب از چاپ ستون «از بودن و سرودن واگویه» معذوریم چون جا نداریم!
ایول کمبود جا!