خبرها و نقدهايي کوتاه:
خبر- اولين انسان شبيه سازي شده به دنيا آمد!سلول اوليه اين نوزاد از پوست دست يک زن ۳۱ ساله آمريکائي گرفته شده بوده .اين شبيه سازي توسط شرکت Clonaid و با سرپرستي خانم Brigitte Boisselier انجام گرفته است.اعضاي اين شرکت وابسته به فرقه Rael هستند که معتقدند موجودات فضايي باعث به وجود امدن انسان شده اند!!!
->دنياي جالبي ست!اما همچنان خطرناکتر مي شود.اينکه هويت و ويژگي منحصر به فرد بودن انسان از او گرفته شود واقعا تکان دهنده است.علم پيشرفت مي کند.قبول!اما اينکه انسان در اين برهه زماني حتي شخصيت مستقلي هم نداشته باشد هم قبول است؟؟؟
خبر-مرکز مطالعات و تحقيقات زنان دانشگاه تهران: افزايش نرخ بيکاري زنان تحصيلکرده در ايران!
->مسئله اين است که آيا واقعا اين موضوع براي دولت مهم است و اگر پاسخ مثبت است پس چرا همچنان ارزش کاري خانمها را در سطح پايين تري قرار ميدهند؟کار يکسان و ارزش يابي متفاوت!و شايد حتي در زمينه هايي کاري با کيفيت بهتر اما ارزشيابي متفاوت و حالا افزايش نرخ بيکاري!
خبر-شکايت اتحاديه انجمنهاي قومي و ديني ايراني و پاکستاني و عرب از دادستاني کل امريکا و اداره مهاجرت در پي بازداشت عده اي از مهاجران ساکن لس آنجلس،سان فرانسيسکو ،سن ديه گو و اورنج کانتي و برخورد نامناسب با انها و اعتراض مهاجران برعليه اين اعمال.
->نقدي باقي نمانده!
و امابه دنبال بحث بررسي فمينيسم يا به عبارتي تساوي حقوقي زنان و مردان:
اينبار ديدگاه آنتي- فمينيسم ،بخشي از سايت friesian :
«خيليها متعجب بودند که چرا فمينيسم به صورت يک حرکت سياسي در دهه ۷۰ به نظر رسيد اما از آن به بعد به صورت سازمانهاي مطالعاتي زنان در کالجها و دانشگاهها در آمد ،جايي که هيچ کس توجهي به ان نشان نمي داد به جز فمينيستهاي آکادميک يا مسئولين کالجها.پاسخ کاملا واضح بود:
در دهه 70 از فمينيسم به طور ساده اينگونه تلقي شده بود :ضد خانواده،ضد ازدواج،ضدبچه ها،وشايد حتي ضد دين و نه به صورت ضد مرد. اکثر فمينيستهاي اوليه به طور حتم ازدواج و خانواده را به گونه اي بسيار سخت و سنگين نشان مي دادند. چيزي مانند برده داري.
فمينيسم خانواده را به صورت نوعي زندان نشان ميداد و کار بيرون از خانه به منزله نوعي آزادي بود.اين در نظر گرفته نميشد که اکثر مردها هم براي لذت بردن از شعل مورد علاقه شان به سر کار نمي رفتند،بلکه براي حمايت از خانواده هايشان و شايد حتي در شغلهايي که متنفر بودند مشغول به کار بودند و يا حداقل شغل هايشان را براي به دست اوردن درآمد تحمل مي کردند
مردهاي کمي آنقدر خوشبخت بودند که هم بتوانند کار مورد علاقه شان را انجام دهند و در همان حال براي زندگي در آمد کافي داشته باشند.فمينيستها از اينکه زنان غالبا سالهايي از عمر يا همه عمرشان را صرف بزرگ کردن فرزندان مي کنند گله مي کردند ،اما حتي مرداني که در شغلهاي مورد علاقه شان مشغول کار بودند،به خاطر مسپوليتي که بر عهده داشتند هميشه مجبور بودند همين دلخوشي را هم از دست بدهند.»
و در قسمتي ديگر:
«...هرچند خواسته اصلي فمينيسم اين بوده که يک زن بايد براي انجام هر کاري که شرايطش را داراست و قادر به انجام آن است، آزاد باشد،اما اين به تدريج جاي خود را به نيار به تغيير استانداردها داد تا زنان آزادي عمل بيشتري براي انجام هر شغل و فعاليتي داشته باشند
هرچند که نيروي مسلح ايالات متحده تعيين کرد که زنان قواي بدني بالاتري نسبت به مردان دارند و در نتيجه براي شغلهاي نظامي و ديگر شغلهايي که قواي بدني بالايي نياز دارند،مانند آتش نشاني، مناسب نيستند. اما اکنون برنامه هاي تمريني مخصوصي ،تنها براي افزايش تعداد زناني که از عهده اين گونه مسئوليتها بر آيند پيش بيني شده است...»
واين داستان ادامه دارد...