سیندرلا (مسعودرسام و بیژن بیرنگ)
برای اینكه فیلم عجیب وغیرمعمول بسازیم اگر امكانات داشته باشیم واگر دست وبالمان بازباشد راه های زیادی هست. بكر وجالب. مثل همان راهی كه هنرمند در مومیایی ۳ رفته است. ولی آقایان رسام وبیرنگ ما را دچار تردید كردند. مثل اینكه می شود با این همه پول وتجربه وسروصدا! فیلم بد هم ساخت. این همه شعار سیاسی واین همه خشكی واین پایان سرهم بندی شده (واقعا بامسیری كه فیلم طی میكند بهتراز این پایانی هم وجود نداشت!) برای چه ایجادشده...ذوق زدگی بیننده. لذت بردن. خواب شدن! یا فرار از سالن تاریك سینما. شایدهم نه. فقط كمی!! تحمل تا پایان فیلم....
فیلم از دو قسمت كاملا تفكیك پذیرتشكیل شده. یك سوم ابتدایی فیلم بامعرفی شخصیت ها... كمی عجیب بودن... كمی رادیو... كمی تخلیه روانی... و چند صحنه خوب آغاز می شود و بعد اتفاق عجیب و تحول. از اینجا به بعد فیلم به طورعجیبی تهوع آور می شود. پراز شعارها و دستورها و مسخره بازی بدون شك (از نظر نویسنده مطلب) اینگونه فیلم ساختن فقط ازخودحاتمی كیا برمی آید و فقط خود اوست كه میتواند این همه شعار راجوری بیان كند كه من تماشاگر در هنگام نمایش فیلم اصلا نفهمم. تا بعد از فیلم و بعد از كمی تخلیه احساسات! شعارهای بلند و پرسروصدای آژانس شیشه ای و ارتفاع پست را با شعارهای سیندرلایی مقایسه كنید. هركدام از طبقات و نمادهای حاضر در هر ۳ فیلم راهم باهم مقایسه كنید.
برای آقایان رسام وبیرنگ (كه شنیده شده باهم اختلاف پیدا كرده اند) آرزوی موفقیت میكنیم.
ارزش گذاری: **
رز زرد ( داریوش فرهنگ )
درطول عمر سینمای ایران وبه ویژه درچندسال گذشته سینماگران مختلفی بودند كه تلاشهایی برای خارج شدن از سیستم عادی ورایج فیلم سازی ایرانی(ملودرام، اكشن، اجتماعی) انجام دادند. اما هیچكدام به سرنوشت خوبی دچار نشدند. فیلم پرده آخر كه یكی از تنها ترین نمونه های موفق در عرصه فیلم های جنایی بود تنها فیلم ساخته شده توسط واروژ كریم مسیحی، تدوینگربنام سینمای ایران است. بعداز گذشت سالها از ساخت این فیلم هنوز كریم مسیحی نتوانسته فیلمی را جلوی دوربین ببرد. اتفاقی كه برای بسیاری از بزرگان سینمای ایران افتاده وخواهد افتاد. اما اینك كارگردان هایی جوان با طرز فكری نو وایده هایی كمابیش تازه (حداقل در سینمای ایران) به طور پیاپی واتفاقا با روندی رو به رشد از لحاظ كیفی وجذب مخاطب سینمای ایران را در ژانرهای دیگری نیز صاحب فیلم وشناسنامه كرده اند.
محمدعلی سجادی وداریوش فرهنگ. دو چهره ای هستند كه فیلمهای اخیرشان به طوركل خارج از ژانرهای فیلم فارسی گونه! بوده است. شیفته، بازیگر، رنگ شب و اثیری، چهار فیلم پیاپی باخصوصیات سینمای وحشت (امادر حدایران) توسط سجادی ساخته شد و به طور مشخص سبكی خاص را به مخاطبش معرفی كرد. و خوشبختانه فیلمهای سجادی یكی پس از دیگری نقاط ضعف كمتری را دارا هستند. اما بحث ما فیلم رز زرد داریوش فرهنگ است.
فرهنگ با دومین فیلم پیاپی خود درعرصه سینمای و حشت - با ایجاد فضاهای خاص وداستانی كوتاه و سرراست - تنها(تاكید میكنم تنها)قدمی روبه جلو نهاده است. در این فیلم ویژگی خاصی وجود ندارد تا مخاطب به ترس و دلهره بیفتد. این فیلم تنها با مخفی نگه داشتن یك نكته از فیلمنامه ای معمولی به فیلمنامه ای با خصوصیات سینمای وحشت تبدیل شده است.
به خاطر همین رویكرد وهمین تنوع طلبی حداقل میتوان به داریوش فرهنگ خسته نباشید گفت.
ارزش گذاری فیلم:**
عزیزم من كوك نیستم (محمدرضا هنرمند)
وارد سالن كه شدم اصلا فكرش را هم نمی كردم كسل ومنقبظ از سالن بیرون بیایم. هنرمند تمامی مخاطب ها وعلاقه مندان خودش را با فیلمی بی دروپیكر پر از تناقض و از همه بدتر یخ وبی مزه با شوخی هایی منسوخ و ازمدرفته و دم دستی، به نوعی مسخره كرده است. مخاطبانی كه تنها به خاطر فیلمهای مردعوضی و مومیایی ۳ وشباهت هایی كه این فیلم (قبل از دیده شدن) با دوفیلم ذكر شده داشت به سالن كشیده شده اند ودر آخر سرد ومنجمد از سالن خارج می شوند. ازهمه بدتر ووحشتناك تر ازدست رفتن كارگردانی است كه درواقع پایه گذار وجریان ساز نوع ویژه ای از ژانر كمدی درسینمای ایران بود.ژانری كه سالهاست خاك خورده وكسل وبی رمق شده است. و فیلمهای همین محمدرضای هنرمند بود كه امیدوارمان كرد...اما چه شود.ای كاش هنرمند به حرفی كه دوسال پیش وبعداز اكران مومیایی ۳ زده بود عمل می كرد.جایی كه گفته بود به دلیل عدم درك درست از سینمای كمدی درمیان مردم عادی ء منتقدان و همچنین مسئولین سینمایی دیگر فیلم كمدی نمی سازد.
آقای هنرمند از تماشای فیلم شما متاسف شدیم.
ارزش گذاری فیلم: *
خانه ای روی آب ( بهمن فرمان آراء)
اگر بخواهیم پرونده فیلم خانه ای روی آب را كاملا وجزء به جزء مرور كنیم نه روحیه ای برایمان باقی می ماند ونه چشمانی برای خواندن.ونه حتی گوشی برای شنیدن وزبانی برای گفتن.كه این قصه همچون هزارویك شب، قصه همه دردهای ریشه ای ودائم الوجود سینمای ایران است.
۱. چاپ خبرهایی از شروع تبلیغات فیلم خانه ای روی اب بوسیله پخش تیشرت هایی با عكس ونام فیلم (برای اولین بار درایران فیلمی حتی قبل از تكمیل شدن كادرتولیدش دست به تبلیغات زد).
۲. خبررسید برای اولین بار بعداز انقلاب جمع بزرگی از بازیگران بنام ومشهور والبته گرانقیمت در یك مجموعه سینمایی دركنارهم بازی خواهند كرد.
۳. دعواها و درگیری هایی بین بهمن فرمان ارا وانجمن صنفی تهیه كنندگان درگرفت.بحث برسر آن بود كه فرمان ارا مجوز تهیه كنندگی خانه ای روی اب را مستقیما از وزارت ارشاد گرفته بود وقانون انجمن را رعایت نكرده بود.
۴. شایع شد اگر فیلم ساخته واكران شود تمامی كسانی كه دراین فیلم همكاری كرده اند مورد تحریم قرار خواهند گرفت.
۵.انتخاب فیلم به عنوان مهمترین و بهترین فیلم جشنواره بیستم.و گرفتن بیشترین جایزه(ركوردی كه برای دومین بار فرمان ارا كسب كرد.)
۶.مهم: دریافت جایزه جنبی جشنواره (سینمای دینی)
۷.عدم صدور پروانه نمایش
۸. سانسور (اصلاح!!) هفت قسمت از فیلم(ازجمله حذف واصلاح !!!۴آیه
از سوره بقره) برای گرفتن پروانه نمایش
۹.عدم صدورپروانه نمایش
۱۰.بازهم اصلاح!! ۵قسمت فیلم
۱۱. دو روزمانده به اكران عمومی توقیف فیلم توسط قاضی محترم قوه قهریه باتوجه به قانون جلوگیری از ارتكاب جرم!!! قبل از ارتكاب جرم (واقعا خوشحالمان كردند)
۱۲.و در آخر فرد مذكور با زبان خویش وطی نامه ای به ۳ گناه خویش اعتراف كرد. (توجه كنید كه برخلاف جوسازی های بیگانگان این بار مجرم بدون حتی یك ثانیه زندانی شدن ویك كلمه حرف زدن با بازجوهای مهربان! به جرم خویش اقرار كرده است) و... ادامه دارد.
نكته: متاسفانه اقای پورنجاتی در مصاحبه ای باروزنامه همشهری دوم به طور مشخص از كلمه اصلاح به جای سانسور برای فیلم ذكر شده استفاده كرده وتاكید كرده اند با مشورت!! و گفتگو!! همه چیز درست خواهد شد و فیلم به اكران عمومی درخواهد آمد. متشكریم از اینكه اصلاحات را درهمه زمینه ها استفاده می كنید....
با تشكر.
دوستان مطالب ویژه جشنواره درشماره بعدی به چاپ خواهد رسید همچنین منتظر شماره ویژه ۱۵ بهمن درباره جشنواره بیست ویكم باشید.
بی ارزش - خیلی ضعیف * ضعیف ** متوسط *** خوب **** شاهكار *****