۱- حرف اول:
سلام به همه. خوب میدونم از اون هفته خوابتون نبرده تا بفهمید كه من كنكور چه جوری دادم! باید بگم كه خیلی خوب بود، من همه سوالها رو بلد بودم و گفتم من كه همه رو بلدم بزار ننویسم تا این بچه هایی كه بلد نیستند برن یاد بگیرند این چیزارو، و كلی بهشون حال اساسی و غیر اساسی دادم. حتی می خواستم بیسكویت خود را هم به آنها بدهم كه دیدم با شكم نمی شه شوخی كرد و خودم خوردم!
۲- بابا كریسمس:
با توجه به راستای این كه بنده در خارج از ایران زندگی می كنم (!) باید به عرض شما برسانم كه امسال خیلی كریسمس خوبی بود و ما به همراه خانواده به جزایر لاس وگاس (!) در ایالت كالیفرنیای (!) كشور استرالیا (!) رفتیم و در دریای نیلگون خزر (!) در یك مسابقه شنای عمومی شركت كردیم كه باید از اون جا تا اقیانوس آرام شنا می كردیم! كلی شنا كردیم. خلاصه جاتون خالی ولی نه خوب شد نیومدید؛ آخه یكی از همراهان ما رو نهنگ خورد! در همین راستا می خواستم از درخت كاج ۴۵ متری كه خریده بودم براتون بگم كه فعلا حسش نیست!!!
۳- بابا شبیه سازی!!:
در حالی كه تمامی انسانهای بشر دارن با مشت محكم و كف گرگی و پنجه بوكس و كله و آبدوریوچوگی و رانهانسینك وهوك چپ و راست به دهان یاوه گویانی كه این خبر را اعلام كردن می كوبند، بنده خودم از طرف تمامی خودم به عرض می رساند كه من با عرض خسته نباشید خدمت اون ها این اقدام را در راستای نیل به اهداف مهم بشری از جمله ساختن فیلمهای هالیوودی بیشتر كه در آن یه نفر با خودش كه شبیه سازی شده می جنگه می دانم و دیگه لازم نیست هر دو نقش رو یه نفر بازی كنه، چون راحت می رن یكی دیگه از اون می سازن... و حالا شما تصور كنید كه برن ۱۰۰ تا براد پیت و تام كروز بسازن؛ از همه مهمتر برن ۵۰۰ تا نیكول كیدمن و آنجلیكا جولی و جنیفر لوپز و بریتنی اسپیرز وهدیه تهرانی (!) و غیره بسازند ... وااااااااااااای خدای من چه حالی می ده نه؟ البته چند عدد نیكبخت واحدی و محمدرضا گلزار هم بسازند كه بتونن همزمان با تمامی نشریات زرد مصاحبه های توپ انجام بدن وعكسهای مكش مرگ من بندازند!
ایول
۴ - بابا خروج از حاكمیت ۱:
خوب به سلامتی جبهه مشاركت و ایران برای همه ایرانیان هم می خواد از حاكمیت خروج كنه. در همین رابطه به عرض می رساند كه چه ورودی بود كه حالا خروج می خواهید بكنید؟! خب البته از لحاظ این كه لال از دنیا نرن فكر خوبی هست و همچنین فكر كنم الان خروج از حاكمیت مد باشه! خلاصه ما هم در این جا اعلام می كنیم كه اگر خواسته های ما برآورده نشود از حاكمیت هفت سنگ خروج می كنیم و عمرا ورود دیگه ای نمی كنیم تا كف گرگی (با حاتم گرگی اشتب نشه!) محكمی بر دهان یاوه گویان زده باشیم و به همگان ثابت كنیم كه ما چی از نمایندگان مجلس كم داریم؟ تازه اونا می گن كه نماینده مجلس شدیم و پژو پرشیا و حقوق ماهی هشتصد هزار تومن رو گرفتیم و قانون تصویب نكردیم! و حالا از حاكمیت خروج می كنیم و به كار برج سازی و واردات و صادرات فرش و غیره می پردازیم، به كسی هم ربطی نداره. می خواستید به ما رای ندید! خلاصه به نظر من به جای خروج از حاكمیت یه ذره از خودشون خرج كنند و مثل اون گنده لاتشون نفرمایند كه من چون با دانشجوها همدردی می كنم، بنابراین پیش اونها نمی رم، اما مخلص دانشجوها هم هستیم! (در حالی كه بوی یاس همه جا پیچیده!) آقا دمت گرم! تو نیومدی، ولی ایول گروههای فشار كه همیشه با ما همراهند!
۵ - بابا خروج از حاكمیت۲:
اصلا ببینم مگه الان حاكمیت دست این جبهه مشاركت هست كه می خوان از حاكمیت خروج كنند؟ بابا بی خیال! تو این مملكت رییس جمهورش هیچ كاره ست ... چه برسه به شما كه مثلا می خواهید از نمایندگی مجلس كنار برید. خداوكیلی اصلا یه قانون كه مردم می خواستن تصویب شد؟ اصلا با توجه به راستای این سوال تاریخی كه مردم بیشتر هستند یا شورای نگهبان، باید بگیم كه این سوال هم مثل علم بهتر است یا ثروت، هنوز هیچ جوابی پیدا نكرده ولی به احتمال زیاد شورای نگهبان بیشتر است! البته شاید هم مردم بیشتر باشند ولی اونا مهمترند؛ آخه سنشون از ما بیشتره و ما باید احترام سن اونا رو داشته باشیم! و حرفشونو زمین نزنیم! راستی فكر كردید كه برای جوانترین كشور دنیا ۱۲ عدد آدم كه متوسط سنشان حدود ۸۰ سال (!!!) هست تصمیم می گیرند؟! خلاصه ما كه نمی دونیم چی به چیه و كی به كیه؛ ولی كلا هر كاری می خواهید بكنید، بكنید چون اقلا بگیم كه یه كار كردن اینا و رفتند!
ایول داداش
۶ - این چی بید؟ من چی بیدم؟:
آقا من خودم با این چهارتا چشمم بورد تبلیغاتی فیلم خانه ای روی آب رو دیدم. آقا من دیدم؛ خودم دیدم؛ مگه قرار نبود كه به فرمایش حضرات این فیلم توقیف بشه؟! خلاصه من فكر كنم كه دوحالت داره این موضوع ، كه البته چون نظر من هست كاملا درست و منطقی می باشد و به كسی هم مربوط نیست؛ اگه هم نظر منو قبول ندارید خروج از حاكمیت می كنما! خوب و اما نظرات گهربار بنده - اول از همه فكر كنم كه این همه سر و صدا كردن كه فیلم پرفروش بشه. آخه در مملكت ما این جوریاست دیگه؛ هر چی غیرقانونی باشه مورد استقبال باشكوه مردم قرار می گیره! اما با توجه به راستای این كه هدیه تهرانی داره فیلمش این كارا معنی نمی ده، چون هر چی هدیه تهرانی داشته باشه پرفروش می شه! نظر دیگه من هم اینه كه بردن فیلمی كه مثلا دو ساعت و نیم بوده رو كردن یك فیلم، كه كلا شده چهل و پنج دقیقه! (البته یه ربع هم تبلیغهای تو سینما در نظر بگیرید!) ما در همین جا از مسوولین محترم كه شبانه روزی تلاش بی وقفه می كنن كه ما یه وقت گمراه نشیم تشكر می كنیم و از این كه مثل این بچه ۵ ساله ها با ما برخورد می كنن و اجازه نمی دن كه ما بی تربیت بشیم، كمال قدردانی را انجام می دهیم. ولی یه سوال هم داریم و اون اینست كه آقایون جامعه رو هم می تونید سانسور كنید ؟! تا حالا از ونك تا میرداماد پیاده رفتید؟ تا حالا ندیدید كه یه زن بخواد تاكسی سوار بشه، كلی بنز و دوو و پراید و پژو و این حرفها براش بوق بزنند؟
كلا ایول مسوولین
۷ - جواب به نامه های دریافتی!:
خانم غزل حسن پور از تهران برای ما ایمیل زدند و گفتن كه از شوهرشون راضی نیستند و قصد متاركه دارن!! عزیزم ما با كارشناسان امور خانواده مطرح كردیم، گفتن كه بابا بی خیال!!
آقای محمد فریبا (ممد خالی بند!) از تهران نامه دادن گفتن كه من با طرح اختیارات خودم كه قرار هست مجلس تصویب كنه مشكل دارم. در این زمینه باید بگیم كه ما مخلص شما هستیم !!!! ولی نمی تونیم كمكتون كنیم، چون با شما احساس همدردی می كنیم!
یه نفر هم میل زده و از خاطرات یكی از گروههای فشار در شماره قبل متشكر شده كه ما هم از ایشون متشكر هستیم! در ضمن ایشون یك عدد اسپری طلایی برای من فرستادن برای پاس داشتن مقام شامخ گروههای اسپری به دست فشاركی!
یه آقای نظر سنجی (!) هم تماس گرفتن و در حالی كه داشتن می مردن، گفتن كه من از بازجوهام راضی هستم؛ خیلی بچه های خوبی هستند و در همین حین غش كرد!
این شماره به علت انبوه مطالب (!) از چاپ ستون «از بودن و سرودن واگویه» معذوریم!