از این شماره و در پی بررسی جایگاه زن و مرد در جهان امروز، سعی می کنیم به معرفی نمونه هایی در این زمینه بپردازیم. مطلب این شماره از سایتBBC انتخاب شده است، بدون کم و کاست و از زبان خود بریتانیاییها:
نمونه ای از فمینیست گرایی
«تغییر حالت بریتانیا به یک ملت صنعتی موجبات این را فراهم آورده بود تا موضوع زنان ایده آل بیش از پیش مطرح شود. انواع جدید کار و زندگی شهری در روشهای تعیین نقش زن و مرد تغییراتی ایجاد کرد.
خصوصا، در پی نظریه ابعاد جداگانه زنان -در زندگی خصوصی-و مردان -در بعد عمومی اقتصادی، سیاست و مسائل اجتماعی بر انتخاب و تجربیات همه زنان، در خانه یا بیرون از خانه تاثیر گذاشت.
در زمان ویکتوریا-۱۸۳۷-۱۹۰۱، شناخته شده به عنوان بهترین مقطع زمانی موقعیت نظام خانوادگی،ملکه ویکتوریا نمونه بارزی بود از شخصی که پیش قدم عرضه نوعی از فمینیست گرایی بود،کسی که به عنوان محور و مادر خانواده و نهایت حرمت قرار داشت.
به همراه شوهری که به او عشق می ورزید و فرارگرفتن در بین فرزندان بسیارش در وسعت قصر Balmoral، ویکتوریا از لحاظ فمینیست گرایی و خانواده گرایی توامان ،نمونه ای بود برای طبقه متوسط قرن نوزدهم بریتانیا، در واقع ویکتوریا به عنوان نمونه شریک زندگی دائمی و پایدار نگاه داشتن نظام خانوادگی مطرح شد.
ازدواج او با آلبرت ،یک زوج ایده آل و هماهنگ را تداعی کرد تا آنجایی که او به عنوان «مادر ملت» لقب گرفت و نظریه خانه به عنوان یک محیط صمیمی را شکل داد همانگونه که پس از درگذشت آلبرت در سال ۱۸۶۱، ترجیحا به خانه بازگشت تا به درگیریهای سیاسی.
زنان ایده آل عصر ویکتوریا
زن ایده آل عصر ویکتوریا چه کسی بود؟ او شاید خانم «فرانسیس گودبای» از Leicesteshire بود، کسی که پس از مرگش مشخص شد که بار زندگی یک خانه را بردوش می کشید با تکیه بر خصوصیاتی چون دینداری،صبر، بهره از درک و توانایی انجام مسائل اقتصادی و صنعتی.
علاوه برآن صمیمیت بینهایت و فعالیت و تلاش بی وقفه او در زندگی، دقت، محوریت اقتصادی قابل ملاحظه ،همراه با اعتماد به خداوند،او را در سخت ترین شرایط زندگی، همراه با احترام و اعتبار، استوار ساخت.
خانم گودبای نمونه زنی پارسا و پایدار شد که زندگیش وقف بعد خانوادگی و اعضای خانواده اش بود.او دیندار،محترم و فعال بود و هیچ زمانی از عمرش را به آسایش نگذراند.
تلاش و عشق ممتد و قابل درک او به همسرش، در کنار عشق به خدا،فرانسیس گودبای را به عنوان یک نمونه به زنان دیگر معرفی کرد.
در اواخر مقطع زمانی صنعتی در بریتانیا، ایدئولوژی ابعاد جداگانه زن و مرد به طور گسترده ای تاثیر پذیرفت. در ادبیات عامه و رمانهای خانوادگی، به شیوه ستونهای تبلیغاتی مجلات، خانواده گرایی، مختص زنان درآمد. گسترش جدایی فیزیکی خانه و محل کار برای بسیاری از طبقات اقتصادی و حرفه ای به این معنا بود که این زنان ارتباط خود را با خلاقیت از دست داده اند و به سمت یکنواختی کشیده شده اند، نشانه ای که فقط در بعد خانوادگی یافت میشد. این به عنوان یکی از وظایف زنان پیشنهاد شد که آنها عهده دار عرضه انسانیت به خانواده هایشان،خصوصا همسرانشان و همچنین در مقابل همه جامعه باشند.
بااین وجود، همانگونه که نمونه خانم گودبای نشان می دهد،یک زن ایده آل در آن زمان آن جنس ضعیف و مجهول داستانهای عاشقانه نبود بلکه او یک شخصیت فعال و محوری بود با قدرت والای انسانی خویش که مشخصه بارزش رسیگی به دیگران بود.
با توجه به نظریه ابعاد جداگانه زن و مرد-به عنوان کسی که در دوره صنعتی میزیسته-عشق او از نوع کورکورانه به ارزشهای تحمیلی نبود ،بلکه کار و زندگی برپایه عقاید مذهبی او درباره اهمیت خانواده،دوام زندگی مشترک و انسانیت ذاتی زن بود.»
Dr Lynn Abrams