قصه های مدرسه (گرگ و گاو)

یکشنبه، 1 دیماه 1381

     

 
       
 

موضوع: داستان

 

نويسنده: اسماعيل امينی

   
     
عمو حسين گاو شيرده بزرگی داشت . گاو عمو حسين شاخ های بلندی داشت و هروقت که خشمگين می شد به هرکس که و هر چيز که نزديکش بود، شاخ می زد. عمو حسين بارها خواسته بود که نصف شاخ...
   

 

 

 

عمو حسين گاو شيرده بزرگی داشت . گاو عمو حسين شاخ های بلندی داشت و هروقت که خشمگين می شد به هرکس که و هر چيز که نزديکش بود، شاخ می زد. عمو حسين بارها خواسته بود که نصف شاخ او را ببرد اما هر بار کاری پيش آمده بود. تا اين که يک روز عمو حسين اره اش را برداشت و آمد سراغ گاو تا شاخ هايش را ببرد. گاو شيرده که ديد اين دفعه قضيه خيلی جدی است، به عمو حسين قول داد که ديگر خشمگين نشود و به کسی شاخ نزند و اصلا خشونت گرايی و اين ها را ببوسد و بگذارد کنار و بشود يک گاو مودب و مامانی! ( حالا خيلی حرفهای کشکی ديگر مثل حقوق حيوانات و اين ها هم گفت که به قصه ما مربوط نمی شود.)
گاو عمو حسين يک گوساله داشت. يک روز عمو حسين به دخترش گفت: مريم جان، اين گاو و گوساله را کنار رودخانه ببر تا بچرند. مريم گاو و گوساله را کنار رودخانه برد. چند دقيقه بعد مريم ديد که حيوانی ميان بوته ها می جنبد. نگو که گرگ گرسنه ای برای تفريحات سالم و پرکردن اوقات فراغت به کنار رودخانه آمده. گرگ يک دفعه از ميان بوته ها بيرون پريد و رفت سراغ مريم و گوساله. گاو شيرده مشغول خوردن علف بود و اصلا متوجه قضيه نشد. مريم به آقا گرگه گفت: مرده شور ريختت رو ببره! چه گرگ بی ادبی هستی! دلم ريخت. چرا اين طوری بی خبر پريدی بيرون؟
گرگ گفت: چرا حال گيری می کنی خانم کوچولو؟ من که به کار شما کاری ندارم.
مريم گفت: اصلا سلامت کو؟ مامانت به تو ياد نداده که به بزرگتر سلام کنی؟ ها؟! گرگ لبخندی زد و گفت: اما مثل اين که من از شما بزرگترم ها!
آقا گرگه ادامه داد: ببين خانم کوچولو، ضمن عرض پوزش و تقديم بهترين سلام ها و عرض ادب خدمت شما و گاو و گوساله تان، بايد به اطلاع برسانم که بنده گرسنه ام و می خواهم اين گوساله را ميل کنم، اجازه می... . ناگهان مريم چنان جيغی زد که گرگ بيچاره غش کرد و افتاد لای علف ها. مريم دلش سوخت و کمی آب به صورت گرگ پاشيد. گرگ به هوش آمد و مثل بچه های خوب سرش را انداخت پايين و رفت. اما مريم که دختر مهربانی بود، صدايش زد: آقا گرگه کجا می ری؟ بابا گرگ هم گرگهای قديم، تو چقدر نازک و نارنجی هستی؟
آقا گرگه برگشت و با لحن بغض آلودی گفت: ول کن خانم، ما از اولش هم بدبخت بوديم. برای سير کردن اين شکم وامانده چه مصيبتهايی که نبايد بکشيم. ما که داشتيم خيلی مودبانه حرف می زديم، شما طوری جيغ کشيدين که ما بند دلمون پاره شد ...
گرگ اين را گفت و اشک از چشمانش سرازير شد. مريم دستمالی به او داد تا اشک هايش را پاک کند. بعد با مهربانی به او گفت: ببين آقا گرگه، شما نبايد زورتون رو به بچه ها برسونيد. من و اين گوساله يک عالمه آرزو داريم. شما اگر گرسنه ايد، می تونيد اون گاو شيرده رو بخوريد. آقا گرگه گفت: قبول، هر چند گوشت گاو با معده من سازگار نيست اما چاره ای نيست، حرف شما رو زمين نمی اندازم و رفت سراغ گاو.
اما بشنويد از گاو شيرده که آنقدر مشغول چريدن بود که اصلا متوجه آقا گرگه نشد.خب قصه است ديگه . گرگ شروع کرد به خوردن گاو. ولی گاو حتی برنگشت که ببيند اوضاع از چه قرار است. گرگ، گاو را می خورد و گاو علف ها را. تا اين که وقتی تقريبا نصف بدن گاو را خورده بود، تازه گاو احساس کرد که بدنش می خارد! برگشت و ديد که گرگ دارد او را می خورد. اول می خواست با شاخ هايش شکم گرگ را سفره کند اما بعد يادش آمد که قول داده بود رفتار خشن را کنار بگذارد. بنابراين دوباره مشغول چرا شد.آقا گرگه به سرعت گاو را خورد تا رسيد به شاخ هايش و آنقدر هول بود که گاز محکمی به شاخ های گاو زد و ...
بله ديگه؛ دو تا از دندان های آقا گرگه شکست. فرياد زد: آه! بخشکی شانس.
مريم می خواست به او بگويد که: غصه نخور. چون بيمه کند حمايت. اما بعد يادش آمد که گرگ ها بيمه نيستند. بنابراين شاخ های گاو را برداشت و همراه گوساله به خانه برگشت.
***
عمو حسين شاخ های گاو را زده بود بالای طويله و خيلی خوشحال بود که آن روز شاخ گاو را نبريده، زيرا اگر آنها را بريده بود، حالا هيچ يادگاری و نشانه ای از گاو شيرده دوست داشتنی باقی نمی ماند که بالای در طويله بزند. مريم هم خيلی خوشحال بود از اين که ياد گرفته بود شاخ گاو چه قدر فايده دارد و چيز بيهوده و بی مصرفی نيست.

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine