۱- مقدمه:
آقا من اين هفته كنكور دارم ( چقدر هم درس خوندم !!! ) بعدا به وسيله يك فقره چماق تهديد شدم كه بايد حتما مطلب بدم واسه هفت سنگ ، كه اين چماق در هر لحظه ممكن هست از جانب دوستان به خاطر توجيه من تو سرم بخوره ؛ من در اين شرايط بحراني براي شما مي نويسم . لطفا درك كنيد ديگه !!
۲- از دفتر يك لباس شخصي:
اين مطالب ، از دفتر خاطرات يك لباس شخصي كه كارهاي خودجوش زياد مي كنه دودره شده است ؛ لطفا حال كنيد !!! :
ساعت ۴:۳۰ - روبروي دانشگاه تهران - روز ۱۶ آذر
از تاكسي پياده شدم و يك سري آدم بيكار و علاف رو ديدم كه از روي شكم سيري آمده اند تجمع !!! آقا من واقعا شرمنده هستم كه اين ها رو مي بينم ، ولي خوب ديدن چهره برادران مخلص خودم مرا به وجد آورد . چون كه مي ديدم هنوز هم انسانهاي غيور در اين مملكت زياد هستند !! آنها با سلاح گفتمان به وسيله اسپري به ميدان نبرد انسانهايي با علم و سياست ، با انسانهائي احمق و فريب خورده دشمن آمده بودند !! بنده هم پيش عزيزان رفتم ؛ واقعا زيبا بود حضور در جمع كساني كه براي ارشاد و رهنمود يك سري انسان بي شرم ضد انقلاب سلطنت طلب و غيره ، از كار و زندگي خود زده اند و آمده انداين جا !! خلاصه جاي همه خالي ، كلي ارشاد كرديم و خيلي حال داد ؛ آخه بدنهامان از روز ۱۸ تير به بعد افت كرده بود و در اين جا تونستيم مقداري خودمان را گرم كنيم و فنون كشتي ، جودو ، تكواندو و غيره را روي اين همه حريف تمريني به اجرا در بياوريم !! واقعا لذت داشت ، چون حس مي كردم كه آنها با اين حركت من به سوي بهشت خواهند رفت و چه چيز از اين بهتر ؟! من واقعا به خودم افتخار مي كنم ! در پايان اين مراسم هم ، ما با شور و هيجان خاصي رفتيم خونه . به عيال توضيح دادم و اون از ته دل به غيرت و مردانگي من كه يك پيرزن گمراه را ارشاد كرده ام ، آفرين گفت !!
گزارش اختصاصی خبرنگار چرت و پرتهای منطقی را از مقابل دانشگاه تهران بشنويد.
۳- من چكاره بيدم ؟!:
در رابطه با راستاي اين كه من يه چيزي ديدم كه دوتا شاخ در آوردم ، پس گفتم براي شما هم بگم شايد شاخ در بياريد كه خودم تنهائي شاخ نداشته باشم ؛ بنده داشتم تو خيابون راه مي رفتم ، يه بابائي بدو بدو اومد محكم زد پس گردن يه باباي ديگه كه اين قدر اين ضربه محكم بود که من از صداي اون كه گفت شپلخ (!) مورمورم شد ، ولي فكر مي كنيد كه اون يارو برگشت چي كار كرد؟
الف- اونم زد تو سر اون يكي
ب- فحش ناموس داد بهش
ج- خون به پا كرد همراه با فحش
د- گريه كرد
نه خير ! يه نكته كنكوري داشت كه متوجه نشديد ؛ اون يارو گفت من چه كاره بيدم ؟!
ايول !
۴- رئيس فدراسيون كيست؟
با توجه به راستاي اين كه رئيس فدراسيون بايد برود كانديد بشود ، بنده در اين مكان و از همين جايگاه يه وسيله اين نوشته كانديد تعيين مي كنم !! ببينيد ، كسي كه مي خواد اين پست را در اختيار بگيره ، بايد قرمزه خون من - پرسپوليس جون من باشه ؛ در ضمن طرفدار آث ميلان هم باشد . در ضمن بايد يه هفت سنگ باز حرفه اي باشد ، از همه مهمتر بايد كانديد خوبي باشد و به همين دليل من آمپول زن محلمون رو معرفي مي كنم . ( ؟! ) پس با هم يك صدا فرياد مي زنيم و شعارهاي زير را تكرار مي كنيم :
ايران براي همه آمپول زنان !!
آمپول براي همه ايرانيان !!
آمپول زن محل ما ، با عطر ياس ! و همچون گل ياس !!
آمپول زن گفته به من ، زنده باد دشمن من !!
آمپول زن محل ما ، براي جوانان و دانشجويان آروم آمپول مي زند
آمپول زن محل ما ، براي انسانهاي خودسر و محفلي آمپول خفن مي زند !!
آمپول زن محل ما ، طرفدار آزادي بيان براي كساني كه مي خوان داد بزنن از درد (!) مي باشد ؛ به او راي بدهيد . او قول مي دهد خالي بند نباشد . او قول مي دهد قشنگ حرف نزند . او براي همدردي با شما پيش شما مي آيد ، نه اين كه از شما فرار كند . او خيلي خوب مي باشد و دستيار زن براي فدراسيون ميزاره !
ايول !
۵- از بودن و سرودن واگويه!:
خوب آقا . امروز جدي مي خوام يه شاعر گمنام معرفي كنم براتون !! ( باور كنيد )
حكيم « عليرضا حسين زادة ابن الفائزة » ، يكي از شاعران جوان ايران است كه در همه زمينه ها تقريبا چيزي حاليش نيست !! ولي در زمينه شعر نو كلي باحاليش (!) مي باشد . او طوري شعر مي گويد كه همگان كف مي نمايند كه چه طوري شعر مي گويد همين الان كه من دارم مي نويسم ، او در يك مكان فرهنگي ( با مكان غير فرهنگي اشتب نشه ! ) مشغول گفتن شعر مي باشد . به يكي از شعرهاي او توجه كنيد :
آهاي آهاي ننه
من گشنمه !!
( منظور از ننه ، « فائزة النسا » نويسنده ستون « اراجيف مزمن » است !! )
در ضمن از شعرهاي او در تبليغات زياد استفاده مي شه ؛ مثلا شعر تبليغ مريخي نمكي از شاهكارهاي او مي باشد يا شعر زير :
تو دست بچه ها چيه ؟؟
بهانه نمكيه !!
كه تحريف شده و به صورت « آمريكا تو فكر چيه ؟ » در مراسم گوناگون مورد استفاده قرار مي گيرد ! اين شخص هر گونه شكايت از تحريف كنندگان شعر خود را براي خود محفوظ مي دارد !!!
كمك:
آقا كي گفته من همش بايد ۷ مورد اين جا براتون بنويسم ؟؟ خوب بابا اگه يه هفته خبري نبود و من كنكور داشته باشم چي ؟؟ اصلا حال نمي ده . اينجوري هم شما مي گيد چقدر زياد هست و نمي خونيد ، هم من بدبخت می شم ، پس چي ؟؟ به اين نتيجه مي رسيم كه تموم شد ، پاشيد بريد !!! من اصلا حال مي كنم كه ۵ مورد بنويسم !! با تشكر از شما كه اين قدر با مطالب من حال مي كنيد ؛ من هم از شماره بعد همون ۷ مورد رو مي نويسم ؛ الان برم درس بخونم ، جون عمم !!