اينجا ايران است . موطن هزاران روياپردازي که با قلمشان دنيا را فتح کرده اند
ايران روزگاري گهواره ي علم بود اما مدت هاست که دانشمندان ما خاطره شده اند و اين سرنوشتي است تلخ در انتظار تاريخ درخشان ادب ما .
ما با شاهنامه و مثنوي براي کتابخانه هايمان اعتبار خريده ايم اما هيچکدان از اين ها باعث نشده تا برگ درخشاني باشيم در گنجينه اي که براي فرزندانمان به جا خواهيم گذاشت و اين درد بزرگيست !
به عقيده ي اکثر بزرگان ادب ، يکي از علل ضعف شعر امروز نا آشنايي و فرار شاعران جوان از شعر کهن است . شاعران نظم را نمي شناسند و نا آگاهانه آن را انکار مي کنند در حالي که الگوهايي مانند اخوان ثالث ، شاملو ، نيما و فروغ شعر کهن را پله اي براي رسيدن به مفهمو م واقعي شعر نو قرار دادند
اليوت مي گويد : شعر نبايد از قيد همه چيز آزاد باشد .
حال آنکه اشعار هم نسلان ما از همه چيز آزاد است و اين در مرحله ي اول به خود اثر لطمه زده و ارزش آن را تا حد نثر پايين مي آورد .
بزرگي مي گويد : نويسنده شاعر شکست خورده ايست .
و در جامعه ي کنوني ما ، اين شاعران شکست خورده کم نيستند !
در اين راستا تصميم داريم با معرفي و نقد آثار هم نسلانمان به قلم مخاطبانشان ، قدمي هر چند کوچک در راه بهبود وضعيت ادبيات و نظم در کشورمان برداريم .
و اميدواريم ما را در اين راه ياري کنيد .
قدسي ايزدي ، شاعر جواني ست که شهامت برداشتن اولين گام را با ما داشت . شعر او با عنوان - پيمبران پا برهنه - زينت بخش اين ستون خواهد بود :
پيامبران پا برهنه :
مرا به رقص باد و درخت کاري نيست ،
من از دريچه هاي بي پناهي گنجشک مي آيم
و از تنفس فقر
و آن جوجه هاي مرده ي بي سر
با آن دهان هميشه گشوده ي از حسرت ، سرشار .
مرا به تماشاي جشن برگ هاي بي خزان و کبوتران مست نيافريده اند ،
وقتي هنوز شاخه هاي خشک پندارم
سرشار از خوشه هاي نارس باران است .
من از قلب دردمند کلاغکي
که با تمام حجم سرخ و وسيعش
هنوز هم
بر مدار تنهايي آن تاک جوان مي چرخد ،
من از ذهن منجمد سار هاي پيري آمده ام
که کودکانشان
براي هميشه ،
دل را به دودکش هاي پير شهر سپرده اند ،
و مترسک هاي استخواني ديروز را
با آن صليب هاي چوبي باريک
ـ در صلح بي ثمري ـ
براي هميشه از ياد برده اند ؛
من از تمدن سينه صاف کرده ي عصر ،
از سايه هاي متشخص برج هاي شهر
از شاعران جواني مي گويم
که پيمبران پا برهنه ي شهرند ،
ولي ميان آهن و سيمان
با مشتي الفاظ و انديشه و وحي
براي چيدن يک سيب
از خسته ترين درخت باغ
تنها مانده اند
استاد رحماندوست معتقد است که اين اثر نمونه ي کامل يک شعر سپيد است و تعابير به کار رفته کاملا شاعرانه اند برخي از آنها مانند مترسک هاي استخواني ، آهن و سيمان ، کلاغ و حجم سرخ کهنه اند و در کارهاي اکثر شاعران نو پرداز ديده مي شوند اگر چه که تعابير بديع و بکر از جمله تصوير بي پناهي ، گرسنگي و فقر گنجشک ها ، کم نيستند .
رحماندوست معتقد است که شعر زبان خوبي دارد و روان است . اما محتوا را زير سوال نمي برد . مي گويد : محتوا يک مسئله ي شخصي ست و به خود شاعر و احساس او بر مي گردد .
اما اگر اين اثر متعلق به خودشان بود، آن را با يک نتيجه گيري تمام مي کردند و به سوالي که با خواندن شعر ، در ذهن خواننده ايجاد شده است پاسخ مي گفتند . براي مثال به اين سوال که پس سهم شاعر در شکستن اين فضاي تلخ چيست ؟ يا ، مگر نمي توان براي گنجشک دانه پاشيد و به سراغ مترسک ها رفت ؟
از آنجا که مخاطبان عام تکيه گاه شاعر هستند ، نظر جوانان را در باره ي اين اثر جويا مي شويم :
سولماز ۲۳ ساله شعر را پسنديده ؛ چون در آن از عبارات سنگين استفاده شده است . اما از نظر او بند ها با هم همخواني ندارند .
رضا الف . اين شعر را کسل کننده مي داند . او معتقد است که در شرايط کنوني فرصتي براي خواندن نا اميدي مکتوب ندارد .
مژگان خسروي مفهوم شعر را نمي فهمد .از نظر او شعر منسجم نيست و در اين فضا ، پيچيدگي زبان آن بي مورد است .
ساناز قطعه را بازي با کلمات مي داند . و مي گويد ارتباطي بين بند ها نيست .
باران ۱۹ ساله هم به عدم انسجام بند ها اعتراض دارد و بال و پر دادن به اثر را بي جهت مي داند .
حسين زعفرانيه شاعر را انساني رنجيده و نالان از اجتماع مي داند که تنها با کمک استعارات و تشبيهات در پي شکايت از محيط پيرامون خويش است .
بسياري از مخاطبان معتقدند که شاعر به بهانه ي خيال انگيز کردن اثر، ساختار تعدادي از ساده ترين جملات را از هم پاشيده است و اين کار به قطعه او لطمه زده است .
سايرين نمي توانند با سبک سپيد ارتباط برقرار کنند و يک اثر بي وزن و بي قافيه را شعر نمي دانند ؛ هر چند که خيال انگيز باشد
دوستانمان نظرات متفاوتي دارند اما همه ي نظرات بيان کننده ي اين است که شاعران اين سبک و اين زبان راه درازي تا تحقق بزرگترين آرزوي يک شاعر که همانا تسخير قلب انسانهاست است ؛ در پيش رو دارند.
براي خانم ايزدي و تمام شاعران جوان آرزوي موفقيت مي کنيم و اميدواريم با توجه به نظر دوستان و استفاده از محضر اساتيد به حق نظم و به ويژه سبک مورد نظرشان ، در آينده کارهاي بهتر و منسجم تري را به مخاطبانشان ارائه دهند .
موفق باشيد