همیشه موضع گیری می كنم؛ هیچ وقت از اظهار نظر طفره نمی روم، یا موافق هستم یا مخالف،
اما هرگز ساكت نمی مانم؛ همیشه موضع گیری می كنم. *
چشمانمان را باز به سوی درویـش شدن می رانیم و نمی بینیم دردی را كه به ناكجا آبادمان فشار می آورد . درك نمی كنیم كه انسانیم. درك نمی كنیم كه فشار برای انسان مضر است.
شاید اصلا نمی فهمیم!
شما كه جای خود دارید، حتی خدایمان هم نمی داند چند بار تسلیم شدیم. سایه های اطرافمان شب كورند، بعضی هاشان اصلا چشم ندارند. آن شیطان رجیم را از جلوی چشمانم دور كنید.
ثانیه ها را از جلوی دستانش بردارید. وقت خود را به فكر كردن در باره خورشید تلف نكنید.
باور كنیـد خامـوش نمی شود. اما این بازی دنباله دارمان خیلی كند پیش می رود. صد بار گفته اید كه ساعت ندارید و ما هم صد بار از شما آن آدرس كذائـی را پرسیدیم . تلاش های بیهوده را نثار ما می كنید. كاری از دست ما بر نمی آید. شما را به خدایتان حواله می كنیم.
چشمانمان را بازگردانید. خود دور شوید، طفره نروید، بشكنید!
مرگ ما را آرزو می كنید كه چه؟ توان ندارید. باید به سوی صندلی مخصوصتان بروید و آن شنل قرمز را هم بر شانه هایتان بیاندازید. قدرت ندارید، قصد ندارم آزارتان بدهم. اما عادت دارم به تاریخ مصرف همیشه دقت كنم. شما را به خداوندی خدایتان از ما بگذرید. دبیرمان را كه بردید ! تاریخ را با بچرخ تا بچرخیم اشتباه گرفته اید. تكرار می كنید! بازی می كنید ، و درنیمه راه پرتاب می شوید. سقوط می كنید.
صدایمان را نمی شنوید، اما ما سكوت نكرده ایم. مشكل از گوشهایتان است. ما هم خودمان را خواهیم شكست، اما رعایت حق تقدم از واجبات است. به عمق بروید.
طناب دار را نشانمان ندهید، اثر ندارد، دیر شده است. قبل از آن كه شما بخواهید ما خودمان دیدیم.
طناب را بیشتر از شما دوست داریم. اما به آن حیـوانات متفكر بگویید وجدان درد راحتشان نخواهد گذاشت. شما بگویید من قول می دهم فریاد نزنم. من مخالفم و آن را اعلام خواهم كرد.
باز تكرار می شوم؟
باید شكست این دیوار قراردادهای فرهنگی را كه ما را احاطه كرده است. *
* پائولو كوئیلو