پیش درآمد:
به عقیده نگارنده یکی از فواید موسیقی بیدار کردن و آگاهی اذهان و احساسات انسانهاست. ارتباط موسیقی با انسان ارتباطی در سطوح عمیق ذهنی و احساسی ست، گرچه در ورای زیبایی و آشنایی زدایی ملودیک یک قطعه ی خوب موسیقی لذتی موقت بر جا میگذارد اما همین قطعه ی خوب عناصری بسیار شخصی و انتزاعی را نیز در بر دارد که بر عمق جان شنونده اثر میگذارد.
تکنوازی ملودی اصلی:
با نگاهی بسیار گذرا و روزمره به کاربرد موسیقی در زندگی یک جوان شهرنشین ایرانی در می یابیم که موسیقی در اکثریت جامعه ی مدرن نه برای بیدار شدن و آگاهی ذهن و احساس بلکه برای خوابیدن و ناآگاهی ذهنی کاربرد دارد! برای بی خیالی و جوانی کردن!!(چقدر از این اصطلاح جوانی کردن متنفرم!)
سنکوپهای ملودی اصلی:
انگار چکشی فلزی بر اتومبیل کناری میکوبد! چند جوان نسل سومی! (چقدر از نسل سومی بودن بدم می آید!)...دوم ...دوم!! اوپس...اوپس!!
بر سرنشینان... بر سر سرنشینان!میکوبد!
حاصل: آب لمبو شدن مخ ها!!...و فریاد میزنند: ای یار... یار... دلبرم... نازی نازی!...چه خوشگل شدی امشب!...دریا...دریا...دخترای اهواز!...کیه کیه در میزنه؟ مهمانی ست،صیدی ست برای مجلس رقص و عیش امشب!عروس و دوماد باید همدیگه رو ماچ کنن!...اوپس...اوپس...دارام...دیریم!
_ گروه موسیقی اسکوتر آهنگی دارد به نام (من هل دهنده ی تو هستم!)im your pusher
یا من فشار دهنده ی تو هستم!!
گاه انسان حس میکند تنها کار برخی از موسیقی ها همین است:فشار دادن شنونده!
سکوت برای چند ثانیه!:
با کمی تامل و دور شدن از هیاهو متوجه میشویم که اشعار بیشتر قطعات موسیقی در حال حاضر از مفهوم و انسجام خالی ست! برای کسی هم اهمیت ندارد که خواننده چه میخواند. شعرها همانند مورچه های بی اهمیتی زیر پای رقاصان شهوت ران له میشوند!وجودشان برای که اهمیت دارد؟ حتی به سختی میتوان تصور کرد که خواننده و یا حتی خود شاعر اهمیت و احترامی به این مورچه های بدبخت بدهد!...گفته میشود اما انگار که گفته نشده!
شروع آواز:
«زامبی»: مردهی متحرک
از گروه کرنبریز cranberries
سری دیگر فروتنانه بر سر دار میرود
کودک آهسته ربوده میشود
و خشونت چنین سکوتی را موجب شد
ما را با چه کس اشتباه گرفته اند؟
اما میبینی،این من نیستم
خویشان من نیستند
در سرت،در سرت،در حال جنگ اند.
با تانک هایشان، و بمبهایشان
و بمبهایشان، و تفنگهایشان
در سرت، در سرت،فریاد میکشند.
چه در سرت میگذرد، چه میگذرد، زامبی؟
قلب شکسته ی مادری دیگر
به یغما میرود
آن گاه که خشونت موجب سکوت میشود
باید جایی اشتباه کرده باشیم.
این همان تم کهنه است
از ۱۹۱۶*
که در سرت، در سرت
هنوز میجنگد
چه در سرت میگذرد،
زامبی؟
------------------------------
*:۱۹۱۶ سال شروع جنگ جهانی اول
این ترانه در پاییز سال ۱۹۹۴ در جدول فروش موسیقی راک مدرن رتبه ی اول را بدست آورد.
__________________
موتیفهای تکرار شونده:
یک عدد خواننده ی وطنی: (موسیقی سنتی ایران موسیقی غمگینی ست و ریتم زندگی جوان امروزی را ندارد.) البته منظور ایشان از ریتم زندگی جوان امروزی همان ریتم خاص قر کمر و بشکن و بالا بنداز است!
یک نفر دیگر در افاضاتی اضافی فرمودند: (موسیقی سنتی موسیقی هجران است و موسیقی پاپ موسیقی وصل!) بله...احتمالا...شاید! به این دلیل که در موسیقی سنتی نمیتوان از نظر... به یک... وصل شد!! اما در موسیقی...هر...ی میتواند... باشد،حتی...!(ببخشید دیگه!خواستم عفت کلام را رعایت کنم!)
بداهه نوازی:
به قسمی از این شعر زیبا دقت کنید:
(...ای بابا
ول کن*
جون من
بیخیال!...)
و حالا آنرا با شعر فوق الذکر کرن ب ریز مقایسه کنید!
ایشان_منصور_خواننده ی بسیار محبوبی تشریف دارند! و احتمالا الگوی خیلی هاست و شایدهم نماینده ای ایرانی های موفق در آمریکا!!
حالم به حال دایناسور کمپوت شده پهلو میزند!!
*: دارای ایهام معنایی(بی) ادبی میباشد!!
ملودی اصلی همراه با ارکستر:
در جامعه موسیقی داخل ایران که این روزها از هر گوشه اش داعیه ی مبارزه با لس آنجلس نشین ها بر میخیزد و هرکولهای موسیقی پاپ مدعی اند که لس آنجلسی ها را سوسک کرده اند! اعتقاد اکثریت بر این است: موسیقی هایی باید ساخته شود که جوان ایرانی را ارضا کند (چیزی شبیه ارضای جنسی!!) تا بجای اندی و مایکل جکسون الگویش سعید شهروز و شادمهر عقیلی باشد و تمثال بی ارزش آنها را بر دیوار اتاقش پونز کند!
یعنی چیزهایی مثل اینکه ابتذال را با ابتذال جواب دهی. مثل آنکه یه نفرو داشته باشی که مث داریوش بخونه ولی مث اون معتاد نباشه و مث اون دور از دسترس و جیب رس!آقایون نباشد!
بله...شاد باشید که در این جنگ فاسد پیروزی از آن ماست!جنگ جنگ تا پیروزی!!
پایان بندی قطعه:
خلاصه موسیقی نسل سوم با اینهمه ادعا (باید) چیزی باشد فراتر از یک فشار دهنده یا هل دهنده!!
چیزی ورای شادیها و غمهای سطحی و مسخره!
چیزی ورای عشقها و نفرتهای سوسول مآبانه!
چیزی ورای عصیانهای احمقانه!
چیزی ورای تعصبهای غربی و شرقی و جمهوری اسلامی!
امیدم به آن روز است والله این نوشته تنها عز و جزهای احمقانه ای خواهد بود و بس!
دادادام...دادادام!
یا حق...در پناه حق