نشريه:
فيلم نگار
اولين ماهنامه فيلمنامه نويسي به صاحب امتيازي معاونت سينمايي وزارت فرهنگ ، مديرمسئولي محمدحسن پزشك وسردبيري مهرداد فريد به شماره پنجم رسيد.اين ماهنامه هرشماره يك فيلمنامه كامل را منتشر ميكندوازشماره چهارم به اكران خصوصي فيلم مورد نظر در امفي تئاتر نياوران باحضور منتقدان وپرسش وپاسخ مستقيم درباره فيلم وفيلمنامه مي پردازد.درشماره ۵ فيلمنگار فيلمنامه كامل بيلياردباز اثر رابرت راسن را ميخوانيد اميدواريم كه انتشار نشريات نيمه تخصصي وعلمي در عرصه هاي هنري همچنان ادامه پيدا كند.
تلويزيون:
اشباع شبكه هاي سيما ازسريالهاي روزانه
درماه رمضان همچون تمامي سالهاي گذشته شبكه هاي مختلف سيما به پخش سريالهاي مختلف روزانه پرداختند.امسال به طورمشخص ۵ سريال از ۴ شبكه سيما پخش شد كه ازاين بين سريال پشت كنكوري ها با توجهي خاص به نسل جوان وفيلمنامه اي نسبتا قوي وبازي هاي يك دست بازيگران توانست محبوبيت خاصي بين مخاطبان خود بدست اورد.شنيده ها حاكيست درصورت موفقيت سري اول سازندگان سريال سري دوم ان را براي پخش هفتگي تا تيرماه ۸۱ اماده خواهندكرد.
همچنين سريال هاي پاورچين وزيراسمان شهر۳ به طور همزمان درحال پخش اند وجالب اينكه پاورچين به كارگرداني مهران مديري موفقتر از سريال مهران غفوريان جلوه كرده ومخاطب خودرا راضي نگه داشته است.درهفته هاي اينده بايد منتظر تغيير روشها وايده هاي مهران غفوريان براي سريالش باشيم.
سينما:
تنها ركود برجا مانده است.
ماه رمضان .فصل سرما.برخوردهاي هنرمندانه!!! مسئولان سياسي !!وسينمايي اكران فيلم هاي قوي سينماهاي ممتاز وعالي پخش سريع وزياد DVD ،VCD امريكايي روز وعدم سياست زدگي ودلمردگي مردم باعث شده تاماه به ماه شاهد رونق بيشتر سالنهاي سينما باشيم.روزهايي كه مردعوضي شوكران پارتي اژانس شيشه اي موميايي ۳ و... اكران مي شد و صف طويل درب سينماها ناخوداگاه ادم را دچار وسوسه ديدن فيلم مي كرد دورازدسترس بنظر ميرسد.تنها خبرخوش اكران عيد فطر خانه اي روي آب بهمن فرمان ارا است.اميدواريم اين فيلم به ظاهرقوي ودارنده بيشترين جوائز جشنواره بيستم فجر بتواند تمامي امسال را جبران كند.
و...
فيلمنامه:
آرام آرام مي رود به سوي درختي درصد قدمي بيرون جاده دربيابان انسي با همه ي حواس مي كوشد بفمد چه خبراست. ميرعظيم مي پيچد پشت درخت.راننده مي نگرد. تصوير درخت. انسي نگران از اين كه با راننده تنها مانده.راننده همچنان كه حواسش به درخت است، آينه ي خود را ميزان مي كند و دست مي برد پشت سر، وشيشه ي كدر ميان دو اتاقك را پس مي زند.به صداي آن انسي تند مي شود ، خشمگين.
انسي: چي مي خواي از جونم؟ راننده: مي خوام بيام زير چادرت! انسي:{از لاي دندان} تو غلط مي كني!
راننده: روي تابوتش! انسي: {مي غرد}بي شرف! دهنتو آب بكش! راننده:{خشمگين}يه كسايي پي اسن و نميگن ، بدمنم كه مي گم؟
انسي:{سرخ شده و غران} نانجيب! راننده:{وسوسه كنان} كليدوبرده ولي مي شه راش انداخت!
انسي:{ناباور وهراسان} ببره اون نفست! راننده:بعدش بريدم بريد! انسي:{هراسان} به خدا همين الان مي رم پايين!
راننده:چراازت خوشم مي آد؟ انسي: بيخود! راننده: الان پيداش مي شه بگو.راست راستي مي خواي بري اون قبرستون پاگير شي؟
قسمتي از فيلمنامه مقصد نوشته بهرام بيضايي انتشارات روشنگران