سلام به همگی
1- مقدمه:
خوب شماره پیش كلی نامه الكترونیكی واسه من زده شده بود، كه من وقتی رفتم میلمو چك كردم، خیلی حال اومدم.
اصلا حدود ۱۰۰ تا نامه اومده بود واسه من؛ همه شون هم تووووووووووپ، كه حالا در آخر این مطلب به برخی از اون نامه ها جواب می دم.
البته از مطالب این هفته خوشم نیومد. آخه حال نوشتنم نمی اومد، ولی به هر حال برو بریم:
۲- یه جوك قشنگ:
آقا این جریان آغاجری هم واسه خودش به یك لطیفه تبدیل شده، تووووووووپ. اصلا شده كره، می شه مالید به نون و خوردش. از اون طرف همه می گن اعدام نشه، قوه قضاییه می گه به شما چه؟ بعد رهبر اومد گفت اعدام نشه، كه قوه قضاییه در حالی كه به آسمون نگاه می كرد گفت: به به! چه هوای خوبیه، نه؟ فكر كنم بارون بیاد!!
بعد رهبر یه چشم غره رفت، گفتن حالا تجدید نظر می كنیم، ولی حالا آغاجری می گه من تقاضای تجدید نظر نمی كنم!!
حالا از اون طرف اتحادیه اروپا گفته اگه طرف اعدام بشه، فلان و بیسار؛ از این طرف آمریكا دنبال بهانه می گرده به ایران
حمله كنه و چه بهانه ای از این بهتر؟ خلاصه اوضاع خر تو خره! لطفا جهت هر گونه راحتی و آسایش ، اصلا به این موضوع فكر نكنید.
۳- ما كی هستیم آیا؟
با توجه به راستای این كه ما دوهفته نامه زدیم، ولی در عین حال داریم چند تا سایت رو با هم در میاریم، اول از همه كه یه مجله الكترونیكی هستیم كه تو اون بخش سنگریزه هست و من به این قشنگی می نویسم و غیره ... .
دوم این كه ما یه سایت خبری - تحلیلی شدیم !!! كه خیلی هم داریم حال می كنیم كه همان بخش سنگفرش می باشد. در ضمن ما چون خیلی باحال هستیم ، همه چی تحلیل می كنیم: ادبی - اجتماعی - ورزشی وغیره ... .
سوم این كه داریم كار سایت آینه رو هم می كنیم وبا هر بدبختی شده، در قسمت شعر و ترانه (رقص و آواز !!) كلیپ در پیتی در میاریم . ولی خودمونیم، خیلی باحاله كلیپ های ما؛ آخه ما تازه یه هفته هست رفتیم یاد گرفتیم، اونم از رو كتاب!!!
خلاصه برف پارو می كنیم . پیرزن خفه می كنیم و ... .
4- نشد كه بشه:
رفته بودیم شب شعر طنز؛ آقا نبودید ببینید، سر یه كلمه نزدیك بود خون به پا بشه؛ اصلا شما چه می دونید چه خبر بود؟
یه احتمال زیاد از ماه بعد برگزار نمی شه این مراسم، ولی خیلی باحال بود خدا وكیلی. یه مشت آدم سوسول ریختن اون جا به هم مودبانه فحش خواهر مادر می دن. ولی یه نفر بلند نمی شه بزنه تو گوش اون یكی. من اعصابم خورد شده بود خفن! دلم می خواست همه بریزن سر و كول هم، من یه حالی بكنم. ولی نشد. خیلی مودبانه طوری همدیگه رو شكلاتی (!) كردن كه دیگه هیچ اتوشویی قبولشون نمی كنه!
۵ - بابا همه قرمزها سرورن:
می بینم كه این مادریدی ها سوسك شدن رفت پی كارش. من به عنوان یك میلانی خفن و خیلی متعصب، اعلام می كنم كه
ای صاحاب اون تیم مسخره، برو رونالدو رو بخر. اصلا برو فیگو و زیدان رو بخر. برو كلا همه رو بخر، ولی تیم ما میلانه، همیشه قهرمانه. مثل پرسپولیس! من دارم الان از كیفولی می میرم نمی دونم از كجا یه مادریدی گیر بیارم
كلی حالشو بكنم تو كنسرو، حال كنم. ببینم مادریدی نبود؟ سولاخ نبود؟
نوكرم.
۶ - از بودن و سرودن واگویه:
خوب، این هفته به خاطر تماسهای شما عزیزان ، برای معرفی یك شاعر بسیار گمنام، من به ارومیه رفتم تا با یكی از جوان ترین وتووووووووپترین شاعران ایران ، كه همان نیما سپهری (!) باشه، مصاحبه كنم. خوب شروع می كنم:
مولانا جلال الدین محمود شبستری كاشمری ، معروف به نیما سپهری، یكی از غزل سرایان ایران زمین می باشد كه در زمینه رباعی معروف می باشد.
او كه اهل كاشان است، در شهر كهکیلویه و بویر احمد به دنیا آمده وخیلی شخص با كمالاتی است. ما وقتی به او گفتیم از هفته نامه وزین هفت سنگ مزاحم می شویم، خیلی حال كرد و گفت ببخشید هنوز آقای شمس الواعضین (!) سردبیر شماست؟ كه بنده در جواب این سوال كمی او را مورد نوازش قرار دادم و حاصل آن، ده عدد بخیه ناقابل در بدن او بود. در حالی كه او در بیابان بستری بود ، من این شعر چاپ نشده را از او گرفتم تا برای شما بیاورم:
ای كه بی تو خودمو تك وتنها می بینم
چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش
رفتی و بی تو دلم پر درده
تا تو نانی به كف آری و به غفلت بخوری!
۷ - پاسخ به نامه های الكترونیكی:
خوب، همان طور كه گفتم حالا نوبت به پاسخ نامه ها می باشد:
از شرکت وزین real player به من میل زدن و ( فقط به من میل زدن!) گفتن که عزیز، خیلی خوب می نویسی. در ضمن ورژن جدید برنامه ما رسید!!!
از sex mail واسه من چند تا عکس علمی فرستادن (!!!) واز ستون من تعریف کردن!!! لطفا دیگه از این عکسها نفرستید دوستان!!
در ضمن چند شرکت دیگه هم بودن که من به علت مشغله زیاد ولش کردم و پاک کردم میلها رو. خلاصه ما اینیم دیگه. از همه جا به من (فقط به من) میل می زنن و تبلیغ جنساشونو می کنن، که من اصلا محل نمی دم بهشون!!!