English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  چرت و پرت‌های منطقی


هاشم آغاجری اعدام بايد گردد!

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: رضا ابراهیمی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
سلام به شما عزیزان كه این همه به من میل زدید، به به و چه چه كردید و با تشكر از عوامل فنی كه این نظرخواهی به این توپی رو گذاشتن اینجا، آدم می‌ره میلشو چك كنه كفش می‌بره؛ می بینه بعـــله : ۱۰۰ نفر اومدن ازمون تعریف كردن، كلی حال دادن به ما ... راستی ببینم اصلا كلا ۱۰۰ نفر اینجا رو خوندن؟؟
 

۱- مقدمه:
سلام به شما عزیزان كه این همه به من میل زدید، به به و چه چه كردید و با تشكر از عوامل فنی كه این نظر خواهی به این توپی رو گذاشتن اینجا، آدم می ره میلشو چك كنه كفش می بره؛ می بینه بعـــله : ۱۰۰ نفر اومدن ازمون تعریف كردن، كلی حال دادن به ما ... راستی ببینم اصلا كلا ۱۰۰ نفراینجا رو خوندن؟؟

۲- تا كی جفا كشم ز تو؟؟:
من اعصاب ندارم ... بابا هفته پیش ما اومدیم بنویسیم دریغ، نوشتیم دریق!! بعد آقای سردبیر ما كه باید اگه اشكالی می بینه ویرایش كنه، برداشته دو تا علامت تعجب هم گذاشته و نوشته علامت تعجبها از طرف سردبیر می باشد . بابا آخه انسان جایز الخطاست؛ تو باید بزنی تو حال ما؟! نه، خدا رو خوش می آد زدی تو برجك ما، حیثیت ما پیش این یك میلیون (!) نفر خواننده این هفته نامه رفت. دیگه من نمی تونم سرمو تو چت روم بلند كنم!! خلاصه این رسمش نبود آقای بوقبوقك!!
شعر مربوطه :
تا كی جفا كشم زتو؟ ای بی وفا برو
بگذاشتم به مدعیان مدعا برو!!
دشمن نكرد آنچه تو كردی به دوستی
بیگانه ام دگر برو ای آشنا برو!

۳- متلب بدون قلت املائی:
آغا جون پس فردا میرن میگن این یارو رزا نطونصت یه متلب بنویثه طوش قلت املائی نداشطه باشه بابا من خودم اسلا كلاص میضارم به حمه ملط املا یاد میدم هالا شما از من ایراد میگیرید؟؟نه جون من واصه من افط نداره؟؟ در و حمثایه چی میگن؟؟ بچه مهلامون چی؟؟ نمیگن رزا بابا گلی به جمالط؟؟ خداوكیلی هال میكنید یه قلت تو این مطن هسط؟؟ نه دیگه خجالت نكشید بگید من ناراهط نمیشم به جان شما حرچی دوسط دارید بگید
ایول

۴- هاشم آغاجری اعدام باید گردد:
در رابطه با راستای این كه همه ملت واسه من اعلامیه می دن كه آغاجری اعدام نشه، من از یه بابایی یه اعلامیه گرفتم كه اونو چاپ می كنم، شما هم می فهمید كه باید اعدام بشه؛ این متن اعلامیه می باشد:
در هفته گذشته، یه نفر اومده به پیامبر خدا توهین كردی كه مگه شما كه از یه نفر تقلید می كنه میمونی؟؟ نه این حرفه؟؟ آخه اون یارو خجالت نمی كشی؟؟ اصلا این شخص از اسمش معلومه كه از عوامل ایستیكبار جهانی به رهبری آمریكای جهان خوار و اون پوتین كمونیست هست. من از یه نفر شنیدم كه اسم این آقا مثل یه كارتونه كه من خیلی اونو دوست داره كه یه گربه دنبال اون موشه می كنی اسم اون موشه جری هست. حتما این هم بابای اون موشه هستی كه اسمش هست آقاجری!! نه این كاره؟؟ این كار كفار و منافقین هست ای مرد حیا كن تو بابای موشه؟؟ خاك بر سرت كنم!! اگه آدم بودی به جای این كه بری همدان سخنرانی كنی، میرفتی بیل می زد مملكت آباد می شد!! من از همین مكان می گم كه ای مسلمانان این شخص به مقدسات شما توهین كردی!! ای نامرد ! رفتی همدان كه من نباشم؟؟ جرات داره جلوی من بگی اون حرفاره؟؟ اگه مردی جلوی من بگه تا من مثل یه حشره (!) بكشمت ای مرد ای كارتون! بیا آدم شو استغفار كن آدم شو !! من دیگه اعصاب ندارم. دیگه حرف نمی زنه تا هفته بعد!!

۵- از بودن وسرودن واگویه:
امروز نوبت فردوسی - این شاعر گمنام ایران - هست كه اونو برای شما معرفی كنم؛ حكیم ابوالحسن ابوالخیر (!) معروف به سعدی كه همه اونو با اسم فردوسی می شناسن، یكی از غزل سراهای (!) ایران است. این شخص كه اهل جزیره تنب كوچك می باشد، شعرهای بسیار جذاب و عارفانه ای می سراید!! البته من برای مصاحبه با ایشون وقتی شنیدم كه با تیم منتخب لوله سازی تنب كوچك به ارومیه رفتن تا با تیم منتخب نیما یوشیج و دوستان، مسابقه فوتبال بدهند به كرمان رفتم!! و ایشون رو اون جا دیدم.

ایشون بسیار متین و باوقار به سوالات من جواب داد و خودش را برای من معرفی كرد و گفت جون مادرت، ارواح خاك پیرهنت (!) اسم منو بنویس تو «۷سنگ» تا من یه ذره معروف بشم. من هم به خاطر این كه منو به پیتزا دعوت كرد واسه ش این كارو می كنم.

در پایان یكی از اشعار این شاعر جوان(!):

ااااااااااااااااااااول آشنایمون یادم میاد یادم میاد
گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد
رو سادگی حرف تو باورم شد
تو عاقبت زندگی مو دادی به باد دادی به باد

دوستای ته سالنو عشقه!! چه شبیه امشب!

۶- تا خون در رگ ماست، قرمزه!:
ما، اهالی هفته نامه وزین «۷سنگ»، همه نوع حمایت خود اعم از حسی، عاطفی، تیغی، آلبوم بیار قبرستون ببر و غیره را از سلطان علی پروین معروف به علی كینگ اعلام می داریم و با صدایی خفن فریاد می زنیم كه این حركاتی كه بر ضد علی پروین انجام می شود، حركتی از سوی استكبار جهانی به سركردگی آمریكای جهان خوار كه می خواهند تیم مردمی پرسپولیس را - كه هواداران آن به صورت خود جوش می باشند، را تضعیف نموده و به امنیت ملی ما را زیر سوال ببرند!! و نظام اسلامی ما را از بین ببرند، با توجه به همه راستاهای بالا ، موارد زیر محكوم می شود:
۱ - لهجه فتح الله زاده!!
۲ - قیافه نیكی جون (جووووووووووووووون!!!)
۳ - كله سیروس دین محمدی!!!
۴ - پاهای طباطبایی كه به صورت پرانتز می باشد!!
۵ - خوردن طالبی مربی استقلال اكیدا ممنوع !! (آب طالبی هم همچنین!!)
۶ - شعر زیر روزی ۳ بار جهت حفظ تمامیت ارضی و ایجاد وفاق ملی خوانده شود:
جون منی علی پروین
عشق منی علی پروین
دوست داریم ما همه جوره
تو سروری علی پروین

محرمی كجایی؟؟
برومند و ......... ؟؟!!!!!!!!!

۷- گزارشی از جلسه ۷ سنگ:
با توجه به این كه مطلب این هفته من خیلی شخصی بود(!)، گفتم آخرش یه مطلب غیر شخصی بنویسم؛ گفتم چی؟؟ یادم اومد آهان جلسه ... پس برو بریم:
آقا امروز ما خوب جلسه ای داشتیم، تووووووووووووپ. مكانش هم یه جای با كلاس بود، به نام كافی شاپ دیدنیها. از خدا كه پنهون نیست، از شما چه پنهون من كه حسابی جو گیر شده بودم، نفهمیدم چی خوردم ولی اسمش كیچن چیز برگر بود؛ فكر كنم معنیش می شد آشپزخانه!!! آخه آشپز خونه رو می خورن؟؟ حالا بماند. ما كه خیلی باحالیم، بعضی هامون هنوز همدیگه رو ندیده بودن، كلی حال كردن و بعد تصمیم های مهمی گرفتیم: قرار شده ۷ سنگ بشه كره، شما بمالید به نون بخورید!! منتظر تغییرات باشید هدف ما جلب شماست دوستان!!! البته برخی تصمیمات گرفته شده در این جلسه به شرح زیر است:

۱ - قرار شد سیاوش عكسایی رو كه با دیجیتالش گرفته بود، واسه مون بفرسته!
۲ - قرار شد بازهم از این جلسه ها بذاریم.
۳ - نقش چیکن چیز برگر در جامعه امروز را مورد تبادل نظر قرار دادیم!
۴ - كلی به گارسون اون جا خندیدیم!!
۵ - نتیجه گرفتیم با توجه به این كه ۱۲ نفر آدم داشتیم اون جا فریاد می زدیم، دفعه دیگه مارو راه نمی دن اون جا!!
خلاصه همان طور كه می بینید، همه این تصمیمات در راستای بهبود ۷سنگ بود و نه چیز دیگر!!
تا هفته بعد درود و دو صد بدروووووووووووود!!

 

 تاریخ انتشار:   November 22, 2002 11:55 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir