English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  شعر


چند شعر از میم.آزاد

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
خداوندا / به لبهای خاموش، فریاد. / فریاد از شب / خدایا، خداوندا / تو رودی جاویدی - هستی، / آری هستی!
 

مناجات سنگ

خداوندا
به لبهای خاموش، فریاد.

فریاد از شب
خدایا، خداوندا
تو رودی جاویدی - هستی،
آری هستی!

من آن سنگم
(انسانی بودم - می دانم
خداوندا!
سنگم کردی.)

خدایا خداوندا
من سنگی سنگینم،
گناهان این سنگ
سنگین بود
و کفاره ی تو سخت.
خدایا من خارا سنگی خوارم
سختم
سنگینم
دشوارم
خدایا.

خداوندا آسانم کن
آبم کن، آب!
رودم کن
یک شب نابودم کن
خاکم کن، خاک!

خداوندا
من خاک خاکسارم
تاراجم کن
بر بادم ده
خدایا.
خداوندا
من هرزآب مردابم
بارانم کن
بر خاکم ریز
خدایا، خدایا!
من ریشه ی بیشه ام
بیمناکم، خدایا!
بیرونم کش
بر خاکم بخش
خداوندا،
من، ساقه ام
شاخه ام کن
بر بادم ده.

شکوفه ام کن
بیدارم کن بمیرانم
بمیرانم بیدارم کن
گلم کن
میوه ام کن
به مرغانم ده
مرغم کن،
به روباهم بخش؛

آنگاه شیر
(آنگاهی پیری)
آنگاهی مرگ!
انسانم کن،
انسان ...
بیدارم کن؛
بیدار ...

شعر را با صدای شاعر بشنوید

نیلوفر

گل انگیز شب بین و شبزاد گل،
درون سایه پرورد و آذر برون:
نتابیده، تابیده اش خشم مهر
به گیسوی بیتاب شب، باژگون.

برانگیخته برقش از چشم سرخ:
شهابست و تاراب و نازنده باد.
فروبیخته عطر و سایه بهم،
فسون دد و جادوی شبنهاد.

ره آورد سحرست و مهرآفرین
گل باد ریزنده بر رودها،
پری وار رودست و پیچنده ابر
به بازوی یازنده ی عودها ...

شعر را با صدای شاعر بشنوید


گل باغ آشنایی

گل من، پرنده ای باش و به باغ باد بگذر
مه من، شكوفه ای باش و به دشت آب بنشین

گل باغ آشنایی، گل من كجا شكفتی
كه نه سرو می شناسد
نه چمن سراغ دارد؟

نه كبوتری كه پیغام تو آورد به بامی
نه به شاخسار دستی، گل آتشین جامی
نه بنفشه ای،
نه جویی،
نه نسیم گفت و گویی،
نه كبوتران پیغام
نه باغهای روشن!

گل من، میان گل های كدام دشت خفتی
به كدام راه خواندی
به كدام راه رفتی؟

گل من
تو راز ما را به كدام دیو گفتی
كه بریده ریشه ی مهر، شكسته شیشه ی دل،

منم این گیاه تنها
به گلی امید بسته،
همه شاخه ها شكسته،
به امیدها نشستیم و به یادها شكفتیم،
در آن سیاه منزل،
به هزار وعده ماندیم
به یك فریب خفتیم.

شعر را با صدای شاعر بشنوید


ما جهانی درون جان بودیم

شب طلوع ستارگان بودیم
و غروب کبوده های بلند؛
ما در آن چشمه سار مینایی
روی با روی آسمان بودیم.

شبگذاران در آن طلوع سپید،
راه زی خلوت رزان بردند
هر چه بود آن صدای عریان بود
ما درون صدا نهان بودیم.
ابر نیلوفرانه برمی خاست
باغ، نیلوفرانه می آسود
شادی بی نشانگی با ما
هر چه بودیم، بی گمان بودیم!

با تو ای دوست، شادمانی ما
پایکوب و ترانه خوانی ما
با نشان تو، بی نشانی ما

با تو بیداری و پریواری
بید را شادی نگونساری
با تو رود برهنگی جاری
وه چه بیدار و شادمان بودیم!


شعر را با صدای شاعر بشنوید

باغ ستاره که سوخت

آمده بود و می گریست
مثل ستاره های صبح.

مثل پرنده های باغ آمده بود، خسته بود
روی چمن نشسته بود
مثل شکوفه های سرخ.

آمده بود
می گریست
گفتم ای پرنده؛
نیست
جز قفسی نمانده است
سینه ی آسمان تهی است.

آمد، گریه کرد، رفت
باران بود در بهار.
آمد، در اتاق من
بوی بنفشه ماند و خاک
یاد پرنده ماند و باغ ...

شعر را با صدای شاعر بشنوید

 

 تاریخ انتشار:   November 22, 2002 12:29 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir