روز ۱۸ آذر سال ۱۳۱۲ در این برهوت فقر به دنیا آمدم. خوشبختانه پدرم اهل موسیقی بود و شعر. شوق کتاب خواندن را هم او در من برانگیخت. دوره نوجوانی و جوانی ام همزمان بود با جنبش بزرگ ملی شدن صنعت نفت، که به زندگی نسل جوان آن روزگار، عشق و آرمانی فراتر از انگیزه های کوچک فردی میداد و من که اهل فعالیت بی واسطه سیاسی نبودم، به فعالیت فرهنگی گرایش پیدا کردم و اولین نقدهای ادبی ام- به همراه چند شعر- در یک نشریه دانش آموزی به چاپ رسید.
با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۴۲ «آبها از آسیاب افتاد» و هر کسی به گوشه ای پناه برد، و من در همان سال در کنکور دانشکده ادبیات دانشسرای عالی تهران پذیرفته شدم.
سال ۱۳۳۴ دفتر شعر«دیار شب» را با یادداشتی از احمد شاملو در ۳۰۰ نسخه چاپ کردم که مدتها از انتشارش پشیمان بودم، چرا که تجربه ای تازه در در شعر در این دفتر نیامده بود.
از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۶ با شاملو در انتشار«مسافر کوچولو» همکار بودم،واین برای من فرصتی بود مغتنم.
در سال ۱۳۳۶ برای انجام خدمت معلمی به آبادان رفتم. در این سالها فرصتی بود که به تجربه های شعری ام سامانی بدهم مجموعه «آیینه ها تهی ست» حاصل این تجربه کاری است. از سال ۱۳۴۰ به بعد با زنده یاد سیروس طاهباز درانتشار فصل نامه آرش همکاری دائمی داشتم. آرش در دهه پر تحرک چهل نقش سازنده ای داشت.
در همین ایام مامور خدمت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شدم و از آن به بعد به طور حرفه ای به ادبیات کودکان پرداختم.
کتابهای شعر:
دیار شب، آیینه ها تهی ست، قصیده بلند باد، بهارزائی آهو، با من طلوع کن، گزینه مروارید، گل باغ آشنائی(کلیات)، باید عاشق شد و رفت
ترجمه و تالیف:
پریشادخت شعر، شعرهای کارل سندبرگ، (خداوندگار مگس ها) سفرهای شگفت اولیه
در زمینه ادبیات کودکان حدود ۵۰ عنوان کتاب و نوار کاست منتشر شده است که در اینجا نمونه هائی ادبیات منظوم کودکان را می آورم:
طوقی، کی از همه پر زور تره، شعرهائی برای کودکان، نمایشنامه ای منظوم برای کودکان
(کاست):خاله موندگار، طوطی و بازرگان، خاله سوسکه کجا میری؟، بزبز قندی، جم جمک برگ خزان (ترانه)، بچه ها بهار (ترانه)، پیرزن گل پیرهن، شهربازی و....