English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  نگاه


سنگفرش اول

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: محسن حاتمی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
به هیچ وجه تضمین نمی کنیم که بعد از خواندن این ستون دچار «سر گیجه» نشوید. قرار است در این ستون هر کس درباره هر چیزی که دوست دارد،هر چه می خواهد بگوید!
 

به هیچ وجه تضمین نمی کنیم که بعد از خواندن این ستون دچار «سر گیجه» نشوید. قرار است در این ستون هر کس درباره هر چیزی که دوست دارد،هر چه می خواهد بگوید! یک بنده خدا هم که با همه رودربایستی دارد مثلا باید مطالب رسیده را ویرایش کند، اما چون ممکن است به نویسنده های مطالب بر بخورد حق هیچ دخل و تصرفی در نوشته ها را ندارد! به هر حال ما این آش شعله قلم کار را به همان شیوه ای که آش کشک خاله را به دیگران می خورانند به خورد شما می دهیم، پس لطفا اعتراض بی اعتراض!

***** ***** *****

ادامهء بحث در مورد حملهء آمریکا به عراق، پیروزی اسلام گرایان در ترکیه، پیشنهاد شارون به آمریکا برای حمله به ایران و واکنش قابل توجه وزیر امور خارجه انگلستان، دستگیری عباس عبدی در حاشیه پرونده موسوم به «پروندهء نظر سنجی»، آزادی عبدالله نوری به بهانهء درگذشت برادرش، آغار بررسی لایحهء انتخابات در مجلس و انتشار نامه ای از سوی آیت الله طاهری در این زمینه، انتشار و تکذیب خبری مبنی بر دستگیری پسر بن لادن در ایران، تصویب لایحه برابری دیه مسلمانان و غیر مسلمانان در مجلس و خودسرانه خواندن اقدامات زنان پوشیه دار در اصفهان از سوی نیروی انتظامی،در صدر اخبار سیاسی سایتهای خبری و روزنامه های هفته گذشتهء ایران قرار داشتند.
اما آنچه از تمام این اخبار برجسته تر می نمود، مصاحبه اختصاصی روزنامهء حیات نو با وزیر نفت بود، مصاحبه ای که در آن بیژن زنگنه با اشاره به وجود باندهای مافیایی در عرصهء صادرات نفت ایران، از تلاش برای پیدا کردن مدارک کافی برای اثبات ماهیت این گروه خبر داد. زنگنه مافیای نفتی ایران را متشکل از «عده ای پورسانت بگیر» دانست که «خودشان را به جریانات سیاسی وصل می کنند.

***** ***** *****

فوتبال ایران در هفتهء گذشته تحت تاثیر شکست دو تیم مطرح پایتخت قرار گرفت،به نظر می رسد دست غولهای سنتی فوتبال ایران برای رقیبان کم حاشیه ولی سخت کوششان رو شده است. به قول اعضای شورای تیتر روزنامهء جهان فوتبال «غول کشی مد روز فوتبال ایران شده است.»
اینها را نوشتیم تا بگوییم این ستون قسمت ورزشی هم دارد! دبیر قسمت ورزشی ستون سنگفرش هم «یاشا» است که اتفاقا شماره اول را از قلم خوبش بی نصیب نگذاشته: «پرسپولیس خوب بازی نمی کند، حدود ۲-۳ سالی میشود که پرسپولیس خوب بازی نمی کند، اما کادر فنی پرسپولیس در جهت حل این مشکل و دیگر مشکلات این تیم کاری را صورت نمی دهند. بعد از فصل ۷۸-۷۹ که پرسپولیس برای دومین بار و پشت سر هم قهرمان لیگ ازادگان شد، بازیهای زیبا و دلچسب از این تیم پر طرفدار و مردمی دیده نشده است و اگر چنین مواردی بوده، بسیار تک و توک و نادر بوده است.
اینکه پرسپولیس چرا زیبا بازی نمی کند؟ را مربیان و در درجه اول علی پروین باید پاسخگو باشند. جدیدا پرسپولیس نه تنها زیبا بازی نمی کند که در نتیجه گیری هم دچار اشکال است. سال پیش وقتی پرسپولیس تا هفته های پایانی از رقیب بزرگ خود تیم استقلال عقب بود و هیچ یک از طرفداران این تیم احتمال قهرمانی و اول شدن در لیگ را نمی دادند، کادر فنی پرسپولیس نداشتن بازیکنان نامی و بزرگ را بهانه قرار می دادند، اما این فصل این مشکل برطرف شده و با جذب کریم باقری و یحیی گل محمدی و عارف محمدوند و... پرسپولیس از بابت بازیکن مشکلی را حس نمی کند و در واقع کادر فنی این تیم بهانه ای را برای عدم نتیجه گیری و همچنین بازی های غیر زیبای خود ندارند. با یکبار تماشای دوباره بازی پرسپولیس-ذوب اهن به خوبی می شود دریافت که تیم پرسپولیس هیچ تاکتیک و روش مشخصی برای خارج کردن بازی از بن بست به وجود امده، ندارد و اینگونه مواقع است که یک کادر فنی به روز و بادانش می تواند شوک لازم را به تیم وارد و بازی را از روند کسل کننده خود خارج کند، اما افسوس که پرسپولیس فاقد چنین کادر مربیانی بود به نظر می رسد که کادر فنی پرسپولیس دیگر چیزی برای اموزش به بازیکنان و جوانان پرسپولیس ندارد، بهترین راه حل برای خروج از این بد بازی گرفتنها و بد نتیجه گرفتنها، تعویض کادر فنی و وارد کردن یک شوک لازم به کل مجموعه تیم است، کاری که در ابتدای فصل ۷۷-۷۸ با ورود پروین به پرسپولیس و اخراج مت کویچ به خوبی نتیجه داد. برای شخصی مانند پروین هم می شود جائی در هیئت مدیره پیدا کرد یا حتی به عنوان مدیر فنی از او استفاده کرد، چشم طرفداران واقعی پرسپولیس به غمخوار و تصمیمات اوست.»

***** ***** *****

تفسیر «میم.مدرس» - دبیر سرویس اجتماعی نشریه ۷سنگ - از تصویب قانونی جدید در خصوص «برابری حقوق زنان شاغلی كه سرپرست خانواده هستند با حقوق مردان»، خواندنی و قابل توجه است:
«...جالب توجه است که پس از قرون متمادی(!) بحث و تفکر و تفحص و تحقیق و ...عاقبت به این نتیجه رسیدند که زنی که سرپرستی یک خانواده را به عهده دارد هیچ فرقی با مردی در موقعیت مشابه ندارد و حتی در اکثر قریب به اتفاق موارد، وضعیتی به مراتب سخت تر قرار دارد.زنانی که به دلایل متعدد به تنهایی مسئولیت اداره یک خانواده را بر عهده دارند و تعداد بسیاری از آنها به دلیل عدم کفایت همسر برای اداره خانواده،ناچار به جدایی شده اند. اکثر این افراد بی کفایت را معتادانی تشکیل می دهند که نه تنها خانواده و زندگی مشترک که حتی خودشان را هم فراموش می کنند. متاسفانه شمار این افراد در جامعه امروز ما رو به افزایش است.
زنانی که با تحمل رنج و تلاشهای بسیار برای پایان دادن این شراکت یکطرفه ،بار زندگی رو به دوش می کشند و این تنها قسمتی از مشکلات آنهاست!
به عنوان مثال مدتی پیش از یک منبع موثق شنیدم که خانمی که به دلیل اعتیاد همسرش دادخواست طلاق را به دادگاه تسلیم کرده بود با این سخن نغز قاضی روبه رو می شود که: «همسرت معتاده که معتاده!برو زندگیتو بکن!!!» یا چیزی شبیه به این!
اگر حتی ادعای اعاده دین هم نداشته باشیم وفقط با دیدی انساندوستانه به ماجرا نگاه کنیم حتی از دور و یا از طریق صحنه های تصنعی این زندگیها متوجه می شویم که این زنان در چه وضعیتی هستند. زنی که تنها باقی مانده های هرچند مادی از زندگی مشترکش را هم خرج اعتیاد و دود شده می بیند و هیچ سرپناهی ندارد و حتی اطرافیان هم بخاطر گناه بی گناهیش طردش می کنند....آن هم در شرایط فعلی جامعه که حتی یک خانواده سالم و عادی هم برای پرورش دادن یک فرزند با مشکل روبرو است.
حالا یک سوال ساده و آن هم اینکه در قبال مردهایی اینچنین بی مسئولیت، یک زن شاغل باید حقوقی کمتر از مرد داشته باشد؟
حتی در وضعیت عادی اشتغال خانمها که در خیلی موارد برای علاقه و فعال بودن و شراکت در حل مسائل مادی زندگی می باشد این عادلانه است که در قبال کاری یکسان درامدی کمتر از مردان به زنان تعلق گیرد؟
این در حالی ست که در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا -که ادعای اعاده دین را هم ندارند - به زنان سرپرست خانواده حقوق تعلق می گیرد، آنهم نه در قبال کار آنها بلکه به دلیل احساس مسئولیت دولت در برابر این افراد.»

***** ***** *****

قرار است قسمتی از ستون سنگفرش هر شماره را به ادبیات اختصاص دهیم. «هدیه احمری» - دبیر سرویس ادبی نشریه ۷سنگ - در این خصوص توضیح دهد: «در تاریخ تمدن چند هزار سالهء ایران، همواره نقد و تحلیل شعر فارسی ، علاوه بر معرفی و تبیین ظرائف شعری، نقش والایی در جهت دادن ،به ثمر نشاندن و هدایت ادب پارسی داشته است. نظم پردازان، همواره تمایل به عرضه آثار خویش داشته اند و این نیاز در فضای فعال ادبی به سمتی جهت گرفته که آثار هر عصر، از نظر سبک و محتوا با سلیقهء عموم همراه گردیده. چنین تاثیری در نوشته های شاعران دوران مشروطیت به خوبی نمایان است. این روند نمودیست بر تاثیر دیدگاه اجتماع بر آثار نویسندگان و شاعران قرون متمایز و به خصوص عصر حاضر که با ظهور نیما و گسترش بیش از پیش نظم فارسی، قابل بررسی و پژوهش است. با توجه به خیل عظیم مخاطبان نظم نوین ،بی شک بررسی دیدگاه عموم و توجه به سلیقه ها و حرف های خوانندگان این نظم که در متن اجتماع خاموش مانده اند، خالی از لطف نیست.»

***** ***** *****

علاوه بر قسمت ادبی، قسمتی از ستون سنگفرش هر شماره به موسیقی اختصاص دارد، دبیر سرویس موسیقی هم اشکان نیری است که مطلب خواندنی و جالبی را برای شمارهء اول تهیه کرده است: «به عقیده نگارنده یکی از فواید موسیقی بیدار کردن و آگاهی اذهان و احساسات انسانهاست. ارتباط موسیقی با انسان ارتباطی در سطوح عمیق ذهنی و احساسی ست، گرچه در ورای زیبایی و آشنایی زدایی ملودیک یک قطعه‌ی خوب موسیقی لذتی موقت بر جا میگذارد اما همین قطعه ی خوب عناصری بسیار شخصی و انتزاعی را نیز در بر دارد که بر عمق جان شنونده اثر می‌گذارد.

با نگاهی بسیار گذرا و روزمره به کاربرد موسیقی در زندگی یک جوان شهرنشین ایرانی در می یابیم که موسیقی در اکثریت جامعه ی مدرن نه برای بیدار شدن و آگاهی ذهن و احساس بلکه برای خوابیدن و ناآگاهی ذهنی کاربرد دارد! برای بی خیالی و جوانی کردن!!(چقدر از این اصطلاح جوانی کردن متنفرم!)

انگار چکشی فلزی بر اتومبیل کناری میکوبد! چند جوان نسل سومی! (چقدر از نسل سومی بودن بدم می آید!) ... دوم ... دوم!! اوپس... اوپس!!
بر سرنشینان...بر سر سرنشینان! می‌کوبد!

حاصل:آب لمبو شدن مخ ها!!...و فریاد میزنند: ای یار ... یار ... دلبرم ... نازی نازی! ... چه خوشگل شدی امشب! ... دریا... دریا... دخترای اهواز! ... کیه کیه در میزنه؟ مهمانی ست، صیدی ست برای مجلس رقص و عیش امشب! عروس و دوماد باید همدیگه رو ماچ کنن!... اوپس... اوپس... دارام... دیریم!

_ گروه موسیقی اسکوتر آهنگی دارد به نام (من هل دهنده ی تو هستم!) im your pusher
یا من فشار دهنده ی تو هستم!!
گاه انسان حس میکند تنها کار برخی از موسیقی ها همین است: فشار دادن شنونده!
با کمی تامل و دور شدن از هیاهو متوجه میشویم که اشعار بیشتر قطعات موسیقی در حال حاضر از مفهوم و انسجام خالی ست!برای کسی هم اهمیت ندارد که خواننده چه میخواند.شعرها همانند مورچه های بی اهمیتی زیر پای رقاصان شهوت ران له می‌شوند!

وجودشان برای که اهمیت دارد؟ حتی به سختی میتوان تصور کرد که خواننده و یا حتی خود شاعر اهمیت و احترامی به این مورچه های بدبخت بدهد!...گفته میشود اما انگار که گفته نشده!

شروع آواز:

((زامبی)):مرده ی متحرک

از گروه کرن بریز cranberries

سری دیگر فروتنانه بر سر دار میرود
کودک آهسته ربوده میشود
و خشونت چنین سکوتی را موجب شد
ما را با چه کس اشتباه گرفته اند؟
اما میبینی، این من نیستم
خویشان من نیستند
در سرت، در سرت،در حال جنگ اند.
با تانک هایشان، و بمبهایشان
و بمبهایشان، و تفنگهایشان
در سرت، در سرت،فریاد میکشند.
چه در سرت میگذرد، چه میگذرد، زامبی؟
قلب شکسته ی مادری دیگر
به یغما میرود
آن گاه که خشونت موجب سکوت میشود
باید جایی اشتباه کرده باشیم.
این همان تم کهنه است
از ۱۹۱۶
که در سرت، در سرت
هنوز میجنگد
چه در سرت میگذرد،
زامبی؟»

ادامهء نوشته خواندنی اشکان را میتوانید در شمارهء بعدی نشریه بخوانید.

***** ***** *****

هفت‌سنگی‌ها هنوز در مورد قالب نگارش این ستون به توافق نرسیده اند. پس لطفا شوری یا بی نمكی آن را به حساب آشپزهای متعددش نگذارید!

تا شمارهء بعد، شاد باشید و همیشه عاشق

 

 تاریخ انتشار:   November 6, 2002 6:30 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir