English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  ماه عسل


برایت بوسه شقایق را می فرستم

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: امیر اسماعیلی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
پریا، موهای سیاهت را لحظه ای از روی چشمهایت کنار بزن، به من نگاه کن، نگذار که ترسم مجاب شود
 

پریا، موهای سیاهت را لحظه ای از روی چشمهایت کنار بزن، به من نگاه کن، نگذار که ترسم مجاب شود؛...

جان دلم، سخت ترین عذاب پس دادن تاوان کار نکرده است؛...

نازنینم، بارها دیده ام پاکانی به زلالی آب و " تشنگی ماهی" که تاوان گناه دیگران را پس می دادند و مهری از سکوت برای لبان خود ساخته بودند ...

اما نور دیده ام،حکایت ما،حکایت دیگری است،عذاب ما پس دادن تاوان عمری نکرده است، به طبع در عمر ناکرده گناه نکرده نیز وجود دارد ...

پریا، خوب می دانم آب برای ماهی که لحظاتی قبل روی خشکی بوده است و مشغول تقلا، چه لذتی دارد...

پیمانه هستی‌ام، خودم را نخواهم بخشید که نفهمیدم چه می‌کنم، فهمیدم، دیر شده بود. دل من بیمار بود ...

پریایم؛ نوشته هایم نزدت امانت، تا زمستان که بسوزانی در آتش و لحظه‌ای گرم شوی،...

امیدم؛ از نوشته هایم چیزی نماند که بار بازجوییش سخت است و من ضعیف‌تر از آنم که بتوانم...

یکدانه‌ام؛ همه گلدانهای شمعدانیت را خریدارم با نیاز...چشمهایم را وثیقه می گذارم تا وضعم خوب شود...

زیبایم؛ مواظب خودت باش...

برایت بوسه‌ی شقایق را می‌فرستم...

 

 تاریخ انتشار:   November 6, 2002 9:58 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir